تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٣ - تقرير عرفانى مطلب
اوصاف و لوازم اوصاف بر يك ميزان و تجلياتشان به يك اندازه است.
صراط، مستقيم است، راه راست است، كجى ندارد كه به يكى نزديك و از يكى دور باشد.
و اين جمله: «إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» به منزله تعليل براى جمله «ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها» است. او به خلاف ساير موجودات است كه در همه اوصاف و لوازم اوصاف مساوى نيستند.
تا اينجا تقريباً بيان و شرح مطلبى بود كه در اين عبارت است: «و كذا النحو الأظهر السابق من كل ماهية أعنى الأعيان الثابتة اللازمة لأسمائه و صفاته ...». [١]
يعنى: و همچنين نحو اظهر سابق از هر ماهيتى. و مراد از ماهيات در اينجا مصاديق مفاهيم علم و حيات و قدرت است.
و الحاصل: نحو اظهر و سابق در ظهور از هر مفهومى در مرتبه ذات هست البته مراد از مفاهيم، مفاهيم به حمل اوّلى، يعنى مفهوم آنها نيست، بلكه مفاهيم به حمل شايع صناعى است كه اعيان ثابتهاى باشند كه لوازم اسماء و صفات الهيه مىباشند.
چطور چنين نباشد و حال آنكه مصاديق مفاهيم كماليه در اينجا به وجودات و انوار متشتته ظاهرند پس چگونه است ظن تو هنگامى كه وجود جمعى و نور واحد بوده و در عين وحدت از نظر شدت، غير متناهى مىباشد.
هر علم و قدرت و ارادهاى جلوهاى از علم و قدرت و اراده اوست و چيزى نمىيابى كه جلوه او نباشد و جلوه شىء عين ربط و تعلق به اوست و ربط به شىء از شىء جدا نيست و غير او نيست.
پس چون ذات با ضم مقدمه اولى، تمام اوصاف كماليه وجوديه است و عين آنهاست پس علم به ذات علم به جميع اوصاف است.
و گفتيم: هيچ وصف وجودى كمالى، كه جلوهاى از جلوات او نباشد، نيست و چون اسماء و صفات او غير از ذات او نيست پس جلوه او، جلوه ذات و جلوه
[١] شرح منظومه، بخش حكمت، ص ١٧١.