تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨١ - بيان مقولاتى كه حركت در آنها واقع مىشود
از اين حركت به حركت انتقالى نيز تعبير مىنمايند، مثل حركت صعودى و نزولى سنگ.
ج) حركت در وضع: و آن به معناى جدا شدن تدريجى اجزاء اجسام از اجزاء مكان مىباشد. و اين حركت يا وضعى دورى است، مانند حركت فلك و سنگ آسياب و يا وضعى غير دورى است، مانند نشستن و برخاستن و يا وضعى انتقالى است، مانند حركت گوى غلطان و حركت زمين.
د) مقوله كيف: كه مانند كمّ حركت در آن جايز مىباشد و به آن استحاله هم مىگويند چنانكه حركت در اين را، نقله نيز مىنامند. مثال حركت در كيف، حركت در نمو است كه حركت در نمو هم كمّى و هم كيفى است.
برخى از حكما حركت در كيفيات محسوسه را منكر گشته و گفتهاند: حركت در كيف، مانند گرم شدن آب، عبارت از بروز اجزاء ناريه است. [١]
و بعضى ديگر در مقام انكار گفتهاند: تغيير كيفى آب- مثلًا- عبارت از نفوذ اجزاء ناريه در آن است [٢] و به اصحاب اين قول اصحاب نشور و نفوذ گفته مىشود. بنا بر اين ديگر حركت كيفى باقى نمىماند.
مرحوم حاجى مىگويد: محال بودن اين دو قول واضح است.
به حركت در كمّيت اگر بدون افزايش اجزاء جسم باشد تخلخل حقيقى و اگر بدون نقصان اجزاء باشد تكاثف حقيقى گويند.
هر كدام از تخلخل و تكاثف يا حقيقى و يا مشهورى مىباشند: تخلخل حقيقى، يعنى زياد شدن حجم جسم بدون اينكه به اجزاء آن افزوده گردد، مانند انبساط آب گرم. تخلخل مشهورى، يعنى فزونى يافتن حجم جسم به واسطه افزايش اجزاء آن با ضميمه شدن اجزاء خارجى.
[١] رجوع كنيد به: شرح اشارات، ج ٢، ص ٢٧٨؛ مباحث مشرقيه، ج ١، ص ٦٩٥- ٧٠٠.
[٢] رجوع كنيد به: شرح اشارات، ج ٢، ص ٢٧٩؛ مباحث مشرقيه، ج ١، ص ٦٩٦.