تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١ - برهان خلف
صادق است. حقيقت اين نور وراى حقيقت نور خورشيد نبوده و با عدم اختلاف در حقيقت نوريه، در مراتب با هم اختلاف دارند، آن مرتبه شديد و اين مرتبه ضعيف است و مرتبه ضعيف ربط به مرتبه ما فوق خود مىباشد. مرتبه اعلى، مرتبه نازله را به جعل بسيط جعل نموده و مرتبه نازله از همان حقيقت مرتبه اعلى است و در عين حال كه وجود مرتبه نازله وجودى است كه از نظر حقيقت از حقيقت جاعل خود مىباشد، لكن كمال او را نداشته بلكه از او ناقصتر است، مانند خورشيد كه بر فرضى كه خودش نور باشد و ايجاد نور هم بنمايد، نور تنها در جعل و در جهت تعليليه به او محتاج است و در جهت تقييديه محتاج نيست.
چنانكه گفتيم مفهوم نور حقيقةً بر اين نور نازل كه چالههاى اين عالم طبيعت را پُر كرده است صادق است؛ چون اين نور نازل حقيقةً نور است. به خلاف اينكه به جسم بگوييم متنور است؛ زيرا جهت تقييديه لازم داشته و علاوه بر جعل اصل حقيقت نور و ايجاد آن، لازم است اين مجعول به جعل بسيط، بر سطوح اجسام بتابد تا صحيح باشد كه بگوييم جسم متنور است. با اينكه عند التحليل باز جسم متنور نيست، بلكه او را به قيد متنور بالاصاله يعنى نور، متنور مىشناسيم.
به عبارت ديگر: علاوه بر جعل بسيط نور، اشراق نور بر سطح جسم لازم است، تا جسم بالتبع متنور باشد؛ چنانكه در موجوديت ماهيت شناختى كه موجوديت او، علاوه بر جهت تعليليه جهت تقييديه هم لازم دارد.
و الحاصل: بر فرض خلاقيت آفتاب كه سرچشمه نور است، نور مخلوق، با اينكه حقيقت مجعوله نازله مخلوقه است، عين حقيقت نوريه جاعل است. اما چون حقيقت قابل تشكيك است، مرتبه نازله متقوم به مرتبه عاليه و صرف الربط و التعلق به آن مىباشد
«خلق النور من النور» [١]
چنانكه در ما نحن فيه خلق الوجود من الوجود.
و البته وجود قابل تشكيك است؛ چنانكه نور كه خودش وجود است قابل تشكيك
[١] بحار الانوار، ج ٨٣، ص ٣٢٣.