تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٢ - لزوم بساطت صادر اول
عقل، اول صادر حقّ
لزوم بساطت صادر اول
اگر در هر علتى يك خصوصيت مخصوص به خود آن علت نسبت به معلول آن نباشد، لازمهاش اين است كه عليت هر چيزى براى هر چيزى ممكن باشد. مثلًا هيولاى اولى علت وجود اين سلسله از موجودات ممكنه باشد.
و چون بالضروره هر چيزى نمىتواند علت هر چيزى باشد، پس در علت خصوصيتى لازم است كه به جهت آن، عليت براى معلولى داشته باشد. بنا بر اين اگر فرض كنيم يك حقيقت بسيط من جميع الجهات علت دو شىء باشد با توجه به اينكه مسلم است كه در خارج دو شىء، دو چيز متغايرند و آنچه به عنوان ما به الاشتراك از آنها انتزاع مىشود، فقط عنوان انتزاعى و اعتبارى است؛ زيرا ما به الاشتراك و جامع بين دو شىء، در خارج وجود ندارد. مثلًا زيد داراى هويت متشخصهاى است كه غير از هويت متشخصه عمرو است و گرچه هر دو انسان هستند ولى انسان كه جامع بين آنهاست، در خارج وجود جداگانه ندارد و الّا لازمه آن وجود جامع شىء، بين همه اشياء حتى بين جماد و واجب الوجود مىباشد؛ لذا به واسطه قاعده سابق كه در علت، خصوصيتى نسبت به معلول آن لازم است، شىء بسيط من جميع الجهات كه آن را علت فرض نمودهايم، خصوصيتى لازم دارد كه آن خصوصيت به مقتضاى بساطت علت، عين هويت و ذات آن علت بسيط خواهد بود و اين گونه نيست كه ذات چيزى باشد و خصوصيت امرى زايد بر آن باشد، بلكه علت تمام هويت و ذات آن همان