تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٥ - حل اشكال بنا بر طريقه مشائين
حل اشكال بنا بر طريقه مشائين
جوابى كه مىتوان از طرف مشائين داد اين است كه اگر تسلسل به عالم افلاك منتهى شود اشكالى باقى نمىماند؛ [١] زيرا اگر ثابت شود كه عقول و افلاك ازلى و ابدى مىباشند و معناى حادث آن نيست كه متكلم مىگويد كه بايد برههاى از زمان بگذرد و بعد حادث شود، در عالم افلاك دو وجهه خواهد بود:
الف: وجهه «يلى الرب» كه به اين وجهه، غير متغير و غير حادث است.
ب: وجهه «يلى الطبيعه» كه به اين وجهه، حادث و متغير است.
تفصيل پاسخ به اين نحو است كه: افلاك داراى يك حركت دوريه مىباشند كه اين حركت دوريه هميشگى و ثابت است [٢] و از ازل تا ابد اين حركت هست و اين حركت حركت واحده است؛ زيرا اگر حركت، حركت مستقيم باشد، چون ثابت شده كه عالم اجسام متناهى است، [٣] لذا متحرك از روى همان خطى كه رفته است در انتها برمىگردد و رفتن و برگشتن دو حركت حساب مىشود؛ زيرا در انتهاى خط، نقطه پيدا مىشود و همين نقطه سبب سكون مىشود و اگر فلك به شكل ديگرى غير از دايره و لو به شكل بيضى حركت كند- چون بيضى از محيط چهار مربع تشكيل مىيابد- چهار نقطه حاصل مىشود، پس چهار حركت حساب مىشود و موجب سكون مىگردد.
مگر بگوييم: در بيضى هم نقطهاى كه موجب سكون باشد نيست و حركت بيضى شكل هم مثل حركت دوريه است كه هر چه فلك بگردد- چون دايره، مبدأ و منتها ندارد- حركت بدون وقفه و سكون خواهد بود و يك حركت
[١] رجوع كنيد به: شفا، بخش الهيات، ص ٤٣٥؛ مبدأ و معاد شيخ الرئيس، ص ٢٧- ٣١؛ شرح اشارات، ج ٣، ص ١٣٨.
[٢] رجوع كنيد به: نجات، ص ١٣٨- ١٤١؛ شرح اشارات، ج ٢، ص ٢٣٠- ٢٣٤.
[٣] شفا، بخش طبيعيات، ص ٩٩- ١٠٣؛ شرح اشارات، ج ٢، ص ٥٩- ٧٤؛ اسفار، ج ٤، ص ٢١- ٣٠.