تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٢ - نزاع بين حكما و متكلمين نزاع لفظى نيست
حاصل شود يا چنين چيزى شرط نيست؟ البته ازليت و حدوث علم در حقيقت قدرت دخالت ندارد، همچنين در قدرت شرط نيست كه اول اراده نباشد و بعد پيدا شود، پس اگر وجود و علم و اراده ازلى باشند، ايجاد محقق مىگردد و حقيقت قدرت اين است كه ايجاد از روى علم و اراده باشد و فاعل قوه «ان يفعل و ان لا يفعل» داشته باشد.
بنا بر اين مىتوان قدرت را چنين تعريف نمود كه: «كون الفاعل بحيث ان شاء فعل و ان لم يشأ لم يفعل» و اين تعريف با اينكه و لكنّه شاء دائماً ففعل دائماً، منافات ندارد.
و بالجمله: قدرت، خواستنى از روى علم و اراده است، پس عالَم به صلاح ديد مريد از روى علم و اراده او ازلًا ايجاد شده است؛ زيرا واجب الوجود بالذات، واجب الوجود من جميع الجهات است. پس ايجاد ازلى بوده و موجودى ازلى كه مخلوق و مقدور خدا باشد نيز داريم، چنانكه ان شاء اللّه در مبحث افعال اللّه و اسماء اللّه خواهد آمد.
نزاع بين حكما و متكلمين نزاع لفظى نيست
و بالجمله: اين گونه نيست كه متكلمين خواسته باشند نزاع لفظى كنند و يا بنا بر قول حاجى لفظ «موجِب» را در كلام حكما ديده باشند و آن را تحريف نموده و به فتح خوانده باشند و به حكما افترا بسته باشند، بلكه نزاع حقيقى است بدون اينكه در لفظ «موجِب» اشتباه كرده باشند؛ زيرا آنها مىگويند از اينكه حكما گفتهاند ايجاد ازلى بوده و چون خدا ازلًا اراده دارد، پس مراد از اراده جدا نمىشود، بنا بر اين ممكن نيست كه خداوند موجِد نباشد، و لازم مىآيد خدا در ايجاد مضطر بوده و بر خلق نمودن مجبور باشد و اين موجَبيت حق است كه حكما اثبات كردهاند.
خلاصه متكلمين در اصل وجوب ايجاد بر خداوند حرف داشته و نزاع قديمى است، پس چنين نيست كه با تحريف نمودن كلمهاى به حكما افترا بسته باشند و يا در اصل، نزاع لفظى داشته باشند، بلكه نزاع آنها جدى است به اين معنى كه آنها مىخواهند انفكاك متعلق در زمانى را در حريم قدرت كه عين ذات است وارد نمايند،