تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٧ - برهان سوم
محاطيت و حضور پيش او حاضر و معلوم خواهند بود.
و بالجمله: وقتى مناط و ملاك علم، حضور شد، مبصَرات باصره و مسموعات سامعه و مدركات حاسّه و صور قائمه به نفس پيش نفس حاضرند. با اينكه مبصَر ذات خارجى است بدون اينكه مبصَريت در ذات او داخل باشد و مبصِر جليدتين است كه ماده ديگرى است و بصر از حقيقت او خارج است و مبصِر و مبصَر هر دو داراى ماهيت بوده و ماهيت، ملاك غيريت و كثرت مىباشد، و ليكن چون در مبصَر قابليت معلوميت و در بصر قابليت مبصِريت وجود دارد و با وجود ملاك غيبت يك نحوه حضور ناقصى بين آن دو هست، ملاك علم حاصل شده و علم حاصل گرديده است.
و اگر وجودى مانند وجود حق از تمام نواقص ماهيتى دور بوده و هيچ ملاك غيبت در او متصور نباشد و از طرفى وجود تو از وجود صور مخلوقه نفس قوىتر و شديدتر است، پس معلوميت تو پيش حضرت حق از معلوميت صور مخلوقه نفس پيش نفس، بيشتر مىباشد: «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ»، [١] «لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ». [٢]
برهان سوم
| بالسبب العلم بما هو السبب |
| علم بما مسبَّب به وجب |