تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٧ - كلام محقّق طوسى در قبول طريقه اشراقيون
«الف» چيز ديگرى صادر شود در مرتبه دوم سه چيز خواهد بود، سپس ممكن است كه از «الف» به توسط «ج» چيزى و به توسط «د» چيز ديگرى و به توسط «ج د» شىء ثالثى و به توسط «ب ج» شىء رابعى و به توسط «ب د» شىء خامسى و به توسط «ب ج د» شىء سادسى و از «ب» به توسط «ج» شىء هفتمى و به توسط «د» شىء هشتمى و به توسط «ج د» شىء نهمى و از «ج» به تنهايى شىء دهمى و از «د» به تنهايى شىء يازدهمى و از «ج د» با هم شىء دوازدهمى صادر شود و همه اينها در مرتبه سوم خواهند بود و هكذا.
و اگر تجويز كنيم كه از سافل با نظر به ما فوق آن، چيزى صادر شود و ترتيب را در متوسطاتى كه بيش از يكى است ملاحظه نماييم، آنچه در مرتبه سوم است خيلى بيشتر مىشود. پس عقول در سلسله طوليه و عرضيه متكثر و غير محدود مىباشند، البته آنها به معناى حقيقى غير محدود نيستند.
مثلًا آخرين عقلى كه در صف نعال سلسله عقول و افاضه نور واقع است به واسطه مشاهدهاى كه از عقل بالاتر دارد چيزى را ايجاد مىكند و به واسطه مشاهدهاى كه از عقل بالاتر از آن بدون واسطه دارد چيزى را ايجاد مىنمايد و به واسطه مشاهدهاى كه از عقل بالاتر از آن با واسطه دارد موجد چيزى است و هكذا تا اول سلسله كه هر يك از عقول به كرّات مثلًا مبدأ اول را به توسط عقول بالاتر مشاهده مىنمايد و خودش بدون واسطه هم آن را مشاهده مىكند.
و بالجمله: چنانكه محقق گفت يك مرتبه از بالا حساب مىكنيم كه مبدأ اول، عقل اول را خلق كرد و عقل اول عقل ثانى و عقل ثانى عقل ثالث را ايجاد كرد و مبدأ اول به توسط عقل اول چيزى را و به توسط عقل ثانى چيز ديگرى را ايجاد نمود و هكذا. يك دفعه هم از پايين حساب مىكنيم چنانكه گفته شد.
و الحاصل: مبدأ، كه نور بالذات است نورانيت وجود را به عقل اول اعطا كرد و او به فاعليت الهى عقل ثانى را ايجاد نمود. و مبدأ اول به توسط عقل اول چيز ديگرى را ايجاد كرد و هكذا؛ زيرا آنچه بر آن برهان داشتيم اين بود كه از بسيط من جميع