تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٨ - بيان اينكه علم واجب اضافه اشراقيه است
بيان اينكه علم واجب اضافه اشراقيه است
در باب علم واجب الوجود- كه مبدع اعلى است و جز او چيزى در عليت اين نظام اتمّ و اكمل، من ازل الآزال الى ابد الآباد دخالت ندارد- مشائين گفتهاند: علم او مانند علمى است كه ما به اشياء داريم، منتها علم ما به نحو قيام حلولى و «قيامه فيه» است و علم حضرت حق به نحو قيام صدورى و «قيامه عنه» است و بالجمله: علم خداوند، صور مرتسمه ازلى متصل به ذات است و خداوند به واسطه آن صور، به خارجيات عالم است؛ چنانكه ما به صور ذهنيه بالذات عالم بوده و صور، معلوم بالذات ما مىباشد، سپس به واسطه مطابقت و تطابق صور ذهنيه با صور خارجيه، به خارجيات هم بالعرض علم پيدا مىكنيم. [١]
و لكن اشراقيين قول ديگرى دارند و شايد اولين كسى كه بر آن اصرار ورزيده شيخ الاشراق در حكمة الاشراق باشد. [٢]
و آن اين است كه: نظام وجود از ازل تا ابد و موجودات عينيه نظام بشراشره عين علم خداوند احديت بوده بدون اينكه چيزى مانند صور علميه بين او و بين اشياء واسطه باشد تا از خارج حكايت نمايد، بلكه حقايق وجودى نظام وجود، ازلًا و ابداً عين علم اوست. گروههاى وجودات عينيه، كه يكى پس از ديگرى مىآيند و لاحقين
[١] شفا، بخش الهيات، ص ٥٠٢؛ شرح اشارات، ج ٣، ص ٢٩٨؛ التحصيل، ص ٥٧٤- ٥٧٧.
[٢] حكمة الاشراق، در مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ٢، ص ١٥٠- ١٥٣ و نيز: تلويحات، در همان مجموعه، ج ١، ص ٧٠- ٧٣؛ شرح حكمة الاشراق، قطب شيرازى، ص ٣٦٢- ٣٦٥.