تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٠ - اثبات وجود جهات حقيقى
است و حركات انسان و حس بصر و ساير حواس به آن طرف است «قدّام» و به مقابل آن «خلف» گفته مىشود؛ چون انسان موجودى يك طرفى است و همه قواى عملى او به طرف جلو است و در پشت سر چيزى ندارد.
اين چهار جهت به اعتبار جهات چهارگانه انسان تغيير و تبديل مىيابد؛ مثلًا اگر اعضاى قويه را به طرفى كه به مناسبت محاذات با دست چپ، طرف چپ گفته مىشد برگردانيد قضيه بر عكس مىشود يعنى يسار، يمين و قدام، خلف مىگردد پس اين جهات چهارگانه تابع اعضاى بدن است، اما فوق و تحت تابع آنها نيست، چنانكه در مورد انسان منكوس گذشت.
و بالجمله: اين چهار جهت، عند التحقيق جهت فوق و تحت است با اضافهاى كه با آن اعتبار مىشود؛ مثلًا اگر جهت فوق با اضافه به قدّام اعتبار شود طرف قدّام حاصل مىشود و اگر با اضافه به طرف اعضاى قويه انسان اعتبار شود طرف يمين حاصل مىگردد و هكذا.
اثبات وجود جهات حقيقى
سپس مرحوم حاجى مىفرمايد: جهت اصلى موجود است و دليل بر وجود آن ذات وضع بودن آن است، يعنى دليل بر وجود آن، قابل اشاره حسيه بودن آن است؛ چون به سوى معدوم اشاره حسيه نمىشود.
بعد مىفرمايد: مراد من از جهت، طرف امتداد است كه در مأخذ اشاره واقع است، يعنى طرف هر امتدادى جهت است ليكن نه از آن حيث كه مطلقاً طرف است، بلكه از آن حيث كه در مأخذ اشاره واقع است و اشاره به آن منتهى مىشود، يعنى هنگام اشاره يك امتداد موهومى از مشير شروع و تا مشار إليه كشيده مىشود كه نهايت آن، جهت است و طرف اين امتداد نسبت به امتداد، نهايت و طرف و نسبت به حركت و اشاره، جهت ناميده مىشود.
جهت، در مأخذ اشاره قبول قسمت نمىكند؛ زيرا جهت، طرف و نهايت امتداد