تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣١ - اثبات وجود جهات حقيقى
است و طرف و نهايت از آن نظر كه طرف و نهايت است قسمتپذير نيست؛ چرا كه اگر قسمت را قبول نمايد طرف و نهايت نخواهد بود.
اگر اشاره به خط ممتدى باشد، جهت نقطه خواهد بود؛ زيرا نهايت آن خط نقطه است و اگر به سطحى باشد، جهت خط خواهد بود و اگر به حجمى باشد جهت سطح خواهد بود.
و الحاصل: هنگامى كه انسان به جهت اشاره مىكند آن جهت از حيث طرف اشاره و طرف امتداد بودن قابل قسمت نخواهد بود؛ زيرا در اين صورت نهايت امتداد ملاحظه شده است و نهايت، چنانكه گفتيم، قابل انقسام نيست ولى جهت از حيث ديگرى ممكن است تقسيم را قبول نمايد.
پس اگر جهت اصلًا قسمت را نپذيرد نقطه است و اگر از حيث ديگرى غير از نهايت امتداد بودن و در مأخذ اشاره واقع شدن قسمت را قبول كند خط يا سطح خواهد بود.
براى توضيح اين معنى مثالى ذكر مىكنيم: مثلًا اگر انسان در وسط جسم بزرگ مكعب مستطيل كه فوق و تحت آن را نمىبيند قرار بگيرد در صورتى كه بخواهد به جهت آن جسم اشاره كند به طرف آن، كه خطى است اشاره مىكند. و اگر به محاذات آن خط به طرف سطح اشاره نمايد، نهايت آن نقطه خواهد بود. و اگر هنگامى كه به آن جهت اشاره مىكند به سطح آن جسمى كه روى آن قرار گرفته اشاره نمايد، يعنى سطح ممتد آن را كه داراى امتداد است و لذا سطح را گرفته مد نظر بگيرد و به منتهاى آن اشاره كند در اين صورت جهت، انتهاى سطح است و از جهت انتها بودن قابل تقسيم نيست؛ چون بسيط است و ليكن از حيث ديگر كه انتهاى سطح خط مىباشد قابل انقسام است.
به عبارت ديگر: اگر به آخر امتداد سطح ممتد اشاره شود، انتهاى سطح كه منتهى إليه اشاره است از حيث منتهاى سطح بودن قابل انقسام نيست، و ليكن از اين حيث كه سطح از جهت طول به آخر رسيده و طرف آن خط است، آن خط از حيث امتداد قابل