تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٤ - توضيحى پيرامون ازل، ابد، دهر و زمان
تمام اسماء و صفات است. و ظهور اعيان ثابته، يعنى مصاديق مفاهيم، از جلوه وجود و علم و قدرت و حيات اوست و با ظهور و تحقق آنها ماهيات و تعينات متحقق مىشوند. و چون ذات، ازلى و علم به ذات، علم به اسماء و صفات است- چرا كه اسماء و صفات عين ذات مىباشند- و علم به اسماء و صفات علم به مصاديق مفاهيم علم و اراده و حيات و اعيان ثابته است و علم به اعيان ثابته علم به تعينات و ماهيات است، پس براى علم حكمى و براى معلوم حكم ديگرى است و علم به خلاف معلوم، عين ذات است. مثلًا علم به شجر بر خلاف ذات شجر صفت زيد است.
مثال ديگر براى اين مطلب كه علم، حكمى و معلوم حكم ديگرى داشته باشد اين است كه ما به الانكشافِ الوان و اشكال در عالم حس شعاع شمس است و آن شعاع واحد است و چيزهايى كه با آن شعاع كشف مىشوند كثيرند. و درباره شعاع ممكن است كه گفته شود كه او از صقع شمس است و در مورد چيزهايى كه به وسيله او كشف مىشوند، نمىشود گفت آنها از صقع شمس مىباشند.
پس براى «ما به الانكشاف» حكمى و براى «مكشوف» حكم ديگرى است چنانكه قبلًا هم به عنوان مثال گفتيم: رؤيت كه «ما به الانكشاف» است واحد است، ولى ممكن است با يك رؤيت در يك مجلس مرائى متعددهاى وجود داشته باشد، مثل اينكه ده نفر ديده شوند. چون قبلًا سؤالى ذكر شد كه اشياء در ازل نبوده و اگر علم ازلى باشد، لازم مىآيد علم به معدوم تعلق گرفته باشد و آن محال است، لذا حاجى رحمه الله در «ينبغى أن يعلم أنّ نسبة الأزل الى مراتب الدهر و الزمان» [١] ازليت را بيان نموده است.
ما هم مشروحاً به ذكر آن مىپردازيم:
توضيحى پيرامون ازل، ابد، دهر و زمان
ازل و ابد دو لفظ است كه دو صفت را بيان مىنمايد و اين دو صفت از اوصاف حضرت احديت است؛ چنانكه زمانى بودن، از اوصاف موجودات عالم طبيعت است
[١] شرح منظومه، بخش حكمت، ص ١٧١.