تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٩ - جهات حقيقى و اعتبارى
جهت
وجود و عدمِ فوق و تحت حقيقى، بر وجودِ جذب و دفع و عدمِ آن مبتنى مىباشد، چون متجددين به قوه جاذبه در زمين قائلند و مىگويند: اگر جسمى با قسر بالا رود قوه جاذبه آن را جذب مىنمايد.
ولى قدما قائل بودهاند كه خود طبع سنگ- مثلًا- مقتضى ميل به پايين است كه بايد از هوا پايينتر باشد و جذبى در كار نيست. [١]
جهات حقيقى و اعتبارى
لذا مرحوم حاجى مىگويد: فوق و تحت، جهت بالطبع است و اعتبارى نيست و تغيير و تبديل نمىپذيرد به خلاف ساير جهات كه اعتبارى مىباشد.
دليل عدم قبول تغيير فوق و تحت اين است كه اگر شخصى منكوس گردد يعنى پاهاى خود را به طرف بالا و سر خود را بر زمين گذارد طرف سر او به اعتبار، فوق نمىشود و طرف پاهاى وى به اعتبار پا، تحت نمىشود، بلكه همان جهت فوق و تحت محفوظ بوده و طرف پاهايش فوق و طرف سر او تحت خواهد بود.
پس جهت فوق و تحت به خلاف ساير جهات حقيقى و بالطبع است؛ چون محدّد بقيه جهات انسان است؛ زيرا در بدن انسان آن طرفى كه اقوى است «يمين» ناميده مىشود و طرف ضعيف «يسار» خوانده مىشود و به آن طرفى كه با وجه انسان محاذى
[١] شفا، بخش طبيعيات، ص ١٨١؛ شرح اشارات، ج ٢، ص ٢١٥؛ مباحث مشرقيه، ج ١، ص ٤٠٠.