تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦٩ - تعداد بسايط
اما آنچه در عرف رطوبت ناميده مىشود حقيقت رطوبت نيست، بلكه لغت آن «بلّت» است؛ زيرا اينكه گفته مىشود: فلان شىء تر است، يعنى آب در آن نفوذ كرده به نحوى كه الآن آب و آن شىء است و ممكن است اجزاء آب را از آن گرفت و همچنين لغت آن چيزى كه در عرف حرارت ناميده مىشود جفاف است.
هر يك از عناصر ممكن است بدون واسطه و يا با واسطه به ديگرى منقلب شود و واسطه هم اعم از يك واسطه و بيشتر از آن است.
صورى كه عنصر بدون واسطه به عنصر مجاور با آن منقلب شود عبارتند از:
انقلاب نار به هوا و بالعكس و انقلاب هوا به ماء و بالعكس و انقلاب ماء به ارض و بالعكس كه در مجموع شش صورت مىباشند. و گاهى عنصر به غير عنصر مجاور با آن منقلب مىشود با يك واسطه، مانند انقلاب نار به ماء و بالعكس و انقلاب ارض به هوا و بالعكس كه چهار صورت مىشود و يا به چند واسطه، مانند انقلاب نار به ارض كه به واسطه هوا و ماء است، يعنى اول نار، هوا و سپس هوا، ماء و آن گاه ماء، ارض مىگردد و مانند انقلاب ارض به نار كه اين هم دو صورت است. پس مجموع صور انقلاب دوازده صورت است كه از ضرب هر يك از چهار در سه تاى بقيه حاصل مىشود.