تقريرات فلسفه امام خمينى قدس سره - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٦ - تشبيه حركت جوهرى به نمو و ذبول در حركت كمّى
اتصال صور در حركت جوهرى، حركت جوهرى به اينكه هيولى در آن باقى باشد، اقرب است.
ان قلت: شىء تا متشخص نشود، موجود نمىشود و تا موجود نشود نمىتواند ايجاد كند، پس چگونه «صورة مّا» علت وجود هيولى مىباشد؟
قلت: چنانكه قبلًا به آن اشاره شد، علت حقيقى وجود هيولى واحد بالعددى است كه آن، موجود مفارق مىباشد و اما «صورة مّا» كه واحد بالعموم است شريكة العله مىباشد و شركت خفيف المئونه است و مَثَل عليت آن براى هيولى مَثَل ستونهايى است كه آنها را يكى بعد از ديگرى زير سقف نصب نمايند بدون اينكه لحظهاى سقف بدون ستون بماند.
همين اشكال و جواب در جانب هيولى نيز هست، به اين بيان كه كسى بگويد:
هيولى، قوه، و صورت، فعليت است، چگونه ممكن است علت، قوه، و معلول، فعليت باشد، در صورتى كه بايد وجود علت از وجود معلول اقوى باشد؟
جواب همان است كه بگوييم: هيولى براى صورت شريكة العله است و علت صورت در حقيقت موجود مفارق است.
بلى، اگر ماده نباشد تخصيص صورت به زمانى دون زمانى و به مكانى دون مكانى، امكان ندارد؛ زيرا تخصيص صورت به زمان و مكان خاص به وسيله ماده است و علت افاضه وجود صورت كه موجود مفارق و مجرد است نمىتواند واسطه تخصيص صورت باشد. چون ماده در اين زمان و اين محل بوده ولى در هزار سال قبل در سِند يا هند نبوده است و نطفه زيد مثلًا در اينجا و در اين زمان است؛ لذا صورت به اين زمان و به اين مكان تخصيص يافته است.
| موضوعها بشخصه له البقا |
| مبقيّه اعلمنّه المفارقا |