مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢ - درد مطلوب
وجود داشته باشد.
به این میگویند درد خلق خدا. این را میگویند معیار انسانیت، و به تعبیر صحیحتر مادرِ دوم ارزشها.
سپس میفرماید: أَ اقْنَعُ مِنْ نَفْسی بِانْ یقالَ امیرُالْمُؤْمِنینَ وَ لا اشارِکهُمْ فی مَکارِهِ الدَّهْرِ [١]؟ آیا من به لقب و اسم قناعت کنم؟ آیا به لقبی که به من میدهند و «یا امیرَالمؤمنین» میگویند و مرا امیر مؤمنان و خلیفه میخوانند و به اینکه مرا به عنوان رئیس یک مملکت اسلامی که بیشترین معموره عالم را گرفته است خطاب میکنند، قناعت کنم و بر خود نام امیرالمؤمنین بگذارم و با مؤمنان در سختیهای روزگار شرکت نداشته باشم؟.
ببینید سخن، همه از همدردی و درد دیگران را احساس کردن است
درد مطلوب
حال از شما میپرسم آیا بهتر است آدم لَخت باشد، اعضایش کرخ باشد و راحت باشد و یا بهتر است حساس باشد و این درد را درک کند؟ این دردی است که در عین حال لذیذ هم هست، چون دردی که برای دیگران باشد همیشه لذیذ است. این مطلب چه رازی دارد؟ خدا خودش میداند. همچنان که درد دیگران داشتن لذیذ است، درد هجران حق هم لذیذ است.
بوعلی در اشارات درباره این مسئله که گاهی یک چیز درد هست ولی در عین اینکه درد است لذیذ است، مثالی میآورد [٢]. میگوید: این نوع درد نظیر خارش بدن است که بدن خارش میکند و سوزش دارد و انسان وقتی خارش میدهد، محل خارش درد میکند و در عین اینکه درد میکند، انسان خوشش میآید. این درد، درد تلخی نیست.
این درد دردی است که جان را میسوزاند، اشک را جاری میکند اما غمِ محبوب است، غم مطلوب است. انسان از یک سلسله غمها همیشه فرار میکند، ولی چطور میشود که اگر به ما بگویند مجلس ذکر مصیبت امام حسین علیه السلام برقرار است
[١] نهج البلاغه، نامه ٤٥[٢] خود بوعلی میگوید که این مثال، مثال دوری است.