مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٧ - ١ اصول جهان بینی عرفانی
١ اصول جهان بینی عرفانی
آنچه در جلسات پیش بحث کردیم در واقع جنبه مقدّمی داشت برای آنچه که از این به بعد میخواهیم بحث کنیم، یعنی همان نفس عرفان حافظ. مقصود، بیانات و اشارات عرفانی است که در حافظ آمده است. جلسات گذشته همه برای اثبات و یا لااقل رفع مانع از این مطلب بود که اساساً حافظ را ما به عنوان یک عارف بشناسیم یا نه، دیوان حافظ را یک دیوان عرفانی بشناسیم یا نه؟ و عرض کردیم از وقتی که حافظ از دست هم تیپهای خودش (عرفا) خارج شده و به دست ادبا و ادبیاتیها و بدتر به دست روزنامه نویسها افتاده، اصلًا مسخ شده و یک چیز دیگر است.
بحثهای گذشته همه برای این بود که تا اندازهای آن چهره واقعی حافظ را بتوانیم نشان دهیم، لااقل آن پردههایی که کشیده شده مقداری عقب بزنیم. البته لازم بود و هست که ما آن سلسله بیاناتی را که در حافظ هست که همانها سبب شده- و یا لااقل بهانهای به دست میدهد برای افرادی- که حافظ را آنچنان تفسیر کنند توضیح دهیم که چگونه است؟ آیا این حیرتی که در حافظ است مقصود چیست؟ همین چیزی است که اینها میگویند؟ آیا واقعاً حافظ یک انسان جبری گرا بوده با همه لوازم و عوارضش؟ آیا در باب میو معشوق، شراب و شاهد، مقصودش چه بوده و چه هدفی از این سخنان داشته؟ آن مسئله نقدگرایی و بدبینی به آینده، منظورش