مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠ - عرفای قرن هفتم
برخی او را ولی کامل، قطب الاقطاب میخوانند و بعضی دیگر تا حد کفر تنزلش میدهند. گاهی مُمیت الدین و گاهی ماحی الدیناش میخوانند. صدرالمتألهین فیلسوف بزرگ و نابغه عظیم اسلامی نهایت احترام برای او قائل است. محیی الدین در دیده او از بوعلی سینا و فارابی بسی عظیمتر است.
محیی الدین بیش از دویست کتاب تألیف کرده است. بسیاری از کتابهای او و شاید همه کتابهایی که نسخه آنها موجود است (در حدود سی کتاب) چاپ شده است. مهمترین کتابهای او یکی فتوحات مکیه است که کتابی است بسیار بزرگ و در حقیقت یک دایرة المعارف عرفانی است. دیگر کتاب فصوص الحکم است که گرچه کوچک است ولی دقیق ترین و عمیق ترین متن عرفانی است. شروح زیاد بر آن نوشته شده است. در هر عصری شاید دو سه نفر بیشتر پیدا نشده باشند که قادر به فهم این متن عمیق باشند.
محیی الدین در سال ٦٣٨ در دمشق درگذشت و همان جا دفن شد. قبرش در شام هم اکنون معروف است.
و. صدرالدین محمّد قونویاهل قونیه (ترکیه) و شاگرد و مرید و پسر زن محیی الدین عربی. با خواجه نصیرالدین طوسی و مولوی رومی معاصر است. بین او و خواجه نصیر مکاتبات رد و بدل شده و مورد احترام خواجه بوده است. میان او و مولوی در قونیه کمال صفا و صمیمیت وجود داشته است. قونوی امامت جماعت میکرده و مولوی به نماز او حاضر میشده است و ظاهراً- همچنان که نقل شده- مولوی شاگرد او بوده و عرفان محیی الدینی را که در گفتههای مولوی منعکس است از او آموخته است. گویند روزی وارد محفل قونوی شد. قونوی از مسند خود حرکت کرد و آن را به مولوی داد که بر آن بنشیند. مولوی ننشست و گفت: جواب خدا را چه بدهم که بر جای تو تکیه زنم؟ قونوی مسند را به دور انداخت و گفت:
مسندی که تو را نشاید ما را نیز نشاید.
قونوی بهترین شارح افکار و اندیشههای محیی الدین است. شاید اگر نبود، محیی الدین قابل درک نبود. مولوی وسیله قونوی با مکتب محیی الدین آشنا شد.
اینکه گفته میشود مولوی شاگرد قونوی بوده است ظاهراً مربوط به اخذ افکار و اندیشههای محیی الدین است. اندیشههای محیی الدین در مثنوی و در دیوان شمس منعکس است. کتابهای قونوی از کتب درسی حوزههای فلسفه و عرفان اسلامی در