مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢ - درد و فواید آن
گرایش پیدا میکند و در زهد محو میشود که همه چیز برای او میشود زهد، مثل انسانی میشود که فقط یک عضوش (مثلًا بینیاش) رشد کند و عضوهای دیگر از رشد بازمانند
درد و فواید آن
با این مقدمهای که عرض کردم که حتی مادی ترین مکتبها قائل به یک سلسله ارزشهای معنوی هستند، [به این مطلب میپردازم] که میتوان گفت ارزشهای انسانی بهطور کلی تحت یک عنوان خلاصه میشود که خود آن شعبی پیدا میکند و آن عنوانی است که هم در اصطلاح عرفای خود ما و هم در اصطلاح علمای جدید آمده است و بلکه قبل از آنکه در اصطلاح عرفا بیاید، در متون اسلامی آمده است و آن این است که اصلًا میشود گفت معیار اصلی انسانیت آن چیزی است که از آن به «درد داشتن» و «صاحبْ درد بودن» تعبیر میشود. فرق انسان و غیر انسان در این است که انسان صاحب درد است، یک سلسله دردها دارد ولی غیر انسان- حال میخواهد حیوان باشد یا انسانهای یک سر و دو گوشی که بهرهای از روح انسانیت ندارند- صاحبْ درد نیستند.
اول باید راجع به خود «درد» بحث کنیم. ممکن است ابتدائاً عجیب به نظر بیاید که یعنی چه؟ درد که بدچیزی است و انسان باید آن را از خود دفع کند و از بین ببرد؛ آنوقت چطور ممکن است معیار انسانیت و ارزش ارزشها «درد داشتن» باشد؟ مگر درد میتواند چیز خوبی باشد؟.
باید بگوییم ما میان درد و منشأ درد اشتباه میکنیم. مثلًا دریک بیماری و یا جراحت، آنچه که بد است وجود آن میکروب است، وجود آن بیماری است، وجود آن جراحتی است که بر بدن وارد میشود و بعد منشأ درد میشود. مثلًا در مورد زخمی که در معده یا روده هست- که انسان دردش را احساس میکند- آنچه بد است وجود آن زخم یا ضایعهای است که در معده یا روده وجود دارد. ولی درد در عین اینکه انسان را ناراحت میکند، موجب آگاهی و بیداری برای انسان است.
حتی همین دردهای جسمانی (یعنی دردهای مشترک انسان و حیوان) شما را آگاه و بیدار میکند. وقتی سر انسان درد میکند، امکان ندارد که هیچ گونه ضایعهای پیدا نشده باشد و درد پیدا شود. اگر درد پیدا میشود خبر میکند که در سر یک ناراحتی