مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٥ - علی علیه السلام در بستر شهادت
بالاتر که علی در نماز میایستد، آنچنان مستغرق در خدا و عبادت میشود که تیری که به پای مبارکش فرورفته است و در حال عادی اگر بخواهند بیرون بیاورند رنج میبرد و شاید بیتابی میکند، در حال نماز از بدنش بیرون میکشند و حس نمیکند. علی که علی است به واسطه این جهات است. علی به مرحلهای رسیده است که طی الارض و اینجور مسائل برای او آب خوردن است. شنیدهام یک آدم جاهل نادانی گفته است برای یک آدم یک متر و نیمی یا دو متری (یعنی العیاذ باللَّه علی بن ابی طالب)، برای دو متر قد آمدهاند اینهمه فضائل و معجزات ساختهاند! مرده شور عقل اینها را ببرد. اینها خیال کردهاند اینجور مسائل با هیکل درست میشود. بنابراین کسی که قدش دو متر است او باید یک اثر بیشتری داشته باشد. از نظر اینجور آدمها اگر معجزهای در دنیا وجود داشته باشد مال «عوج بن عُنُق» است چون هیکلش خیلی بزرگ بوده. اینها چرا انسان را نمیخواهند بشناسند؟! چرا خدا را نمیخواهند بشناسند؟! چرا تقرب به خدا را نمیخواهند بفهمند؟! چرا معنی عبودیت را نمیخواهند بفهمند؟! اگر کسی گفته «ولایت تکوینی» یعنی این؛ نگفته خدا کار عالم را العیاذ باللَّه به یک انسان واگذار کرده و خودش رفته گوشهای نشسته. چنین چیزی محال است. ولایت تکوینی یعنی اصلًا قدم اول عبودیت ولایت است ولی درجه به درجه. (ولایت یعنی تسلط و قدرت.) درجه اولش این است که مالک این دست میشوید، مالک این چشم میشوید، مالک این گوش میشوید، مالک پای خودتان میشوید، مالک غرایز خودتان میشوید. قدم دوم، مالک اندیشه خودتان میشوید، مالک نفس خودتان در مقابل بدن خودتان میشوید. قدم به قدم پیش میروید تا میرسید به آنجا که یک تسلطی هم بر جهان تکوین پیدا میکنید. دیگر این حرفها را ندارد. این حرفها منتهای بیشعوری و بی معرفتی است. ما علی را به این جهت دوست داریم و به این جهت شیفته علی هستیم که در فطرت بشر این موضوع نهفته است. [علی یعنی] آن که از خود بیخود شده است، آن که دیگر خودی در جهان او وجود ندارد، هرچه هست خداست و جز خدا چیز دیگری در بساط او نیست.
علی علیه السلام در بستر شهادت
برویم به عیادت این بنده صالح پروردگار. امشب شب بسیار پراضطرابی است برای