مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢ - ٨ نقد و بررسی مکتب عرفان (١)
شدن» خودش چیز دیگری است. هرکس که از مادر متولد میشود، به این معنا آدم نیست، تا آنجا که گفتهاند: ملّا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل! یعنی همانطور که انسان وقتی به دنیا میآید عالِم بالقوّه است نه عالم بالفعل، همچنین آدم بالقوّه است نه آدم بالفعل.
وقتی مسئله به این مرحله میرسد، به این شکل طرح میشود که آن آدم شدن و انسانیت که هرکسی باید آدم و انسان شود چیست؟ این انسانیت را یک زیست شناس نمیتواند به ما نشان دهد و یک پزشک هم نمیتواند آن را به ما معرفی کند. انسانیت امری است که حتی مادیترین مکتبهای عالم هم آن را انکار نمیکنند ولی در عین حال با معیارهای مادی هم نمیشود آن را [شناخت] و لهذا گفتیم که انسان، خودش برای خودش دروازه معنویت است. یکی از دروازهها که انسان میتواند از وجود خودش به عالم معنا پی ببرد و بفهمد که غیر از مسائل مادی چیزهای دیگری هم هست [١] انسانیت است که امری ورای زیست شناسی است.
مادیترین مادیهای عالم هم قائل به یک چیزهایی است که اسمش را «ارزشهای انسانی» میگذارد [٢]. وقتی میگوید ارزشهای انسانی، یعنی امور انسانی غیر مادی.
ما میخواهیم ارزشهای اصیل انسانی را بر مبنای اسلام بشناسیم؛ یعنی میخواهیم بفهمیم اسلام ارزشهای اصیل انسانی را چه چیز میداند. ما تا مکتبهای مختلف را طرح و سپس نقد نکنیم، نمیتوانیم نظر اسلام را بشناسیم. منظور از نقد، نقد به معنی واقعی است که به معنی ایراد گرفتن نیست. نقد به معنی واقعی مانند عمل صرّاف است، یعنی آن کاری که صراف با یک سکه انجام میدهد. او سکه را به محک میگذارد و عیارش را به دست میآورد؛ میخواهد بفهمد چند درصد یک سکه طلای خالص یا نقره خالص است و چقدر مخلوط دارد. بنابراین، نه این است که نقد کردن همهاش رد کردن باشد. نقد کردن یعنی اینکه ببینیم که با معیارها و محکهای اسلامی، آن سکهها چه از آب در میآید. سکهای را فلاسفه عرضه داشتهاند، سکهای را عرفا عرضه داشتهاند و سکههایی را مکتبهای دیگر. ما اینها را یک یک طرح میکنیم، و تا سکههای دیگران را دقیقاً بررسی نکنیم نمیتوانیم
[١] هست ولی محسوس و ملموس نیست و در لابراتوار نمیشود آن را پیدا کرد و همه مردم دنیا هم آن را قبول دارند.[٢] این، اسمی است که بر آن میگذارد ولی نمیتواند آن را بشناسد.