مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٣ - هدف و نیت در جهاد اسلامی
دیگر بیایند به دارالهجره که مدینه است. من میخواهم این کارشان للَّه و فی اللَّه باشد. اگر للَّه و فی اللَّه نباشد ارزشی ندارد.
هدف و نیت در جهاد اسلامی
جهاد اسلامی هم همینطور است. جهاد اسلامی، صِرف شمشیرزدن و با دشمن اسلام جنگیدن نیست. [جنگیدن] در راه خدا و به قصد رضای خدا جهاد است و الّا ممکن است کسی در صفوف مسلمین هم باشد، از سربازهای دیگر هم بیشتر حرارت به خرج بدهد، بیشتر هم گرد و خاک کند اما اگر توی دلش را بشکافید، مثلًا شهرت، نام، افتخار، اسمم زیاد برده شود، عکسم چاپ شود، اسمم در تاریخ ثبت شود یا به هدفهای دیگر است: «شاید کشته نشدیم. اگر کشته نشدیم، قهرمان خواهیم بود. اگر قهرمان باشیم، پولها به ما خواهند داد، جایزهها خواهند داد، زنان بسیار زیبا به همسری ما درخواهند آمد. پس دنیا و آخرت هر دو را با یکدیگر داریم؛ هم رفتهایم در جهاد فی سبیل اللَّه شرکت کردهایم و هم دنیای اینچنین داریم.»
البته دنیا میرسد اما به شرط اینکه هدف تو دنیا نباشد.
ظاهراً در جنگ احد است؛ دیدند یکی از انصار (یعنی از مسلمانان ساکن مدینه) خیلی در این جنگ شجاعت به خرج میدهد و خیلی هنر کرد و افراد زیادی را به خاک انداخت. درحالی که او روی خاکها افتاده بود و لحظات آخرش را طی میکرد و از درد هم خیلی رنج میکشید، بعضی آمدند خدمت رسول اکرم و گفتند: یا رسولَ اللَّه! فلانی خیلی مجاهد خوبی بود، خیلی سرباز خوبی بود، امروز خیلی فعالیت کرد. پیغمبر التفاتی نکرد. بار دیگر این سخن را گفتند. باز هم پیغمبر التفاتی نکرد. اسباب تعجب شد: چرا پیغمبر به چنین سرباز فداکاری اهمیت نمیدهد؟! تا اینکه یکی از مسلمین به بالین او رسید، گفت: مرحبا، تبریک میگویم به تو که فی سبیل اللَّه مجاهده کردی و الآن داری شهید فی سبیل اللَّه از دنیا میروی. گفت: من این حرفها سرم نمیشود، فی سبیل اللَّه و شهید فی سبیل اللَّه سرم نمیشود. من دیدم مردم مدینه و مردم مکه دارند با همدیگر میجنگند؛ این طرف مردم مدینه هستند و آن طرف مردم مکه. تعصب وطنی و همشهریگری مرا وادار کرد که چنین کنم. این حرفهایی که تو میگویی، من سرم نمیشود. من به خاطر تعصب وطن و تعصب ملیگری و تعصب همشهریگری این کار را کردم. بعد هم چون دید از درد رنج