مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠ - ١٧ خواطر
١٤ ، ١٥ ، ١٦. محو، مَحق، صَحو
در کلمات عرفا سخن از محو و صحو نیز بسیار آمده است. مقصودشان از «محو» این است که عارف به جایی میرسد که محو در ذات حق میگردد و از خود فانی میشود؛ یعنی «من» در او محو میشود، او دیگر خود را مانند دیگران «من» درک نمیکند.
اگر محو شدن به حدی برسد که آثار «من» نیز محو شود «محق» نامیده میشود.
محو و محق هر دو بالاتر از مقام غیبت است که قبلًا اشاره شد. محو و محق، فناست.
ولی عارف ممکن است از حالت فنا به حالت بقا بازگردد اما نه به این معنی که تنزل کند در حالت اول، بلکه به این معنی که بقاء باللَّه پیدا میکند. این حالت را که فوق حالت «محو» است «صحو» مینامند
١٧. خواطر
عرفا القائاتی را که بر قلب عارف وارد میشود «واردات» میخوانند. آن واردات گاهی به صورت قبض یا بسط یا سرور یا حزن است و گاهی به صورت کلام و خطاب است، یعنی احساس میکند که گویی کسی از درون با او سخن میگوید. در این صورت آن واردات «خواطر» نامیده میشوند.
عرفا در باب خواطر سخنان زیادی دارند، میگویند خواطر گاهی رحمانی است و گاهی شیطانی و گاهی نفسانی. یکی از خطرگاهها همین خاطرات است. ممکن است در اثر انحراف و لغزش، شیطان بر انسان مسلط شود، همچنان که قرآن کریم میفرماید:
وَ انَّ الشَّیاطینَ لَیوحونَ الی اوْلِیائِهِمْ [١].
میگویند همواره فرد کاملتر باید تشخیص دهد که خاطره رحمانی است یا شیطانی. مقیاس اساسی این است که ببینیم آن خاطره به چه چیز امر و نهی میکند؛ اگر امر و نهیاش برخلاف امر و نهی شریعت بود، قطعاً شیطانی است.
[١] انعام/ ١٢١