مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣١ - عرفان نظری
سال فوت ملای رومی و خواجه نصیرالدین طوسی یک سال است. بعد از او هم کسانی که آمدند، مثل محمود شبستری صاحب گلشن راز، جامی که از شارحین فصوص الحکم محیی الدین است، همه سخت تحت تأثیر محیی الدین عربی هستند و در اشعار شبستری انسان کلمات محیی الدین را کاملًا میتواند ببیند.
غرض این است که محیی الدین تأثیر عجیبی روی عرفای بعد از خودش گذاشته است و دیگران به این مطلب اعتراف کردهاند. در میان نویسندگان فارسی زبان، کسی که اگر در این مسائل اظهارنظر میکند تا اندازهای روی مطالعات است و بی حساب حرف نمیزند، آقای دکتر زرین کوب است. وی در کتابی که به نام ارزش میراث صوفیه نوشته، این حرف را اعتراف میکند، میگوید:
محققان صوفیه بعد از محیی الدین، علی الخصوص شعرای صوفیه ایران، از آن بهره بسیار یافتهاند [١] محیی الدین شعر هم میگفته، البته شعرهایش در حد شعرهای ابن فارض در عربی یا حافظ در فارسی نیست ولی شعر زیاد گفته و اصلًا شعر برای او حالت شعری ندارد، در واقع موج است، و بعضی شعرهایش هم در آن حد اعلای از زیبایی است، که گاهی در اسفار شعرهایش را نقل میکند. دو سه تا شعر در هفته گذشته آقای دکتر بدوی خواند، گو اینکه ایشان این شعرها را خواند به اعتبار شعر آخرش و خوب هم توجیه نکرد، و شعری که آن به اصطلاح مقام آخر عرفانی توحیدی خودش را در آن شعر میگوید این است:
لقد صار قلبی قابلًا کلَّ صورة | فمرعی لغزلان و دیر لرهبان | |