مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٧ - « قدرت واقعی » در احادیث
را در دل دارد؛ آدم ضعیف است که همیشه نسبت به دیگران حسادت میورزد.
جمله دیگری از امیرالمؤمنین علیه السلام در باب غیبت نقل میکنم. از علی علیه السلام میپرسند: چه کسانی غیبت میکنند و همیشه دلشان میخواهد پشت سر مردم حرف بزنند و بدگویی کنند و از بدگویی دیگران لذت میبرند؟ علی علیه السلام میفرماید:
ضعیفها، عاجزها، ناتوانها: الْغیبَةُ جُهْدُ الْعاجِزِ [١] غیبت منتهای کوشش یک آدم ناتوان است. یک انسان قوی و مقتدر و آن کسی که در روح خود احساس قدرت میکند، عار و ننگش میآید که غیبت کند و غیبت را کار دنیها و ضعفا و کاری پست میداند. یک انسان قوی حاضر نیست پشت سر مردم غیبت کند و یا غیبت دیگران را بشنود. علی علیه السلام غیبت را مستند به ضعف میکند و میگوید: انسان قوی و مقتدر و یک روح مقتدر هرگز غیبت نمیکند.
حتی علی علیه السلام زنا را هم به ضعف تعلیل میکند، میفرماید: ما زَنی غَیورٌ قَطُّ [٢] در همه دنیا یک آدمی که یک جو غیرت داشته باشد، با زنی زنا نکرده و به ناموس مردم خیانت نکرده است؛ فقط آدمهای بیغیرت زنا میکنند. آدم بیغیرت آدمی است که در خودش هم احساس ضعف میکند، یعنی آدمی که واقعاً اگر دیگران هم نسبت به ناموس او کاری کنند آنقدرها ککش نمیگزد. فقط بیغیرتها هستند که زنا میکنند، غیورها هرگز زنا نمیکنند: ما زَنی غَیورٌ قَطُّ..
ولی آقای نیچه این قدرتها را دیگر نمیشناسد. از نظر او قدرت یعنی فقط زور بازو، یعنی اسلحه، یعنی آهن داشتن و با آهن به سر دیگری زدن و کوبیدن. مرد برتر از نظر او یعنی یک حیوان گنده، یک مردی که زور بازویش خیلی زیاد است ولی این آدم از قوّت و قدرت روحی اساساً خبر ندارد و چیزی نمیداند.
پس در مکتب اسلام بدون شک، قدرت یک ارزش و یک کمال انسانی و یکی از خطوط چهره انسان کامل است. اسلام، انسان ضعیف را نمیپسندد: انَّ اللَّهَ یبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعیفَ [٣] خدا از آدمهای سست و ناتوان بدش میآید.
پس اسلام اولًا تنها ارزش انسان را قدرت نمیداند و در کنار آن به ارزشهای دیگری هم قائل است، و ثانیاً تعبیر قدرت در اسلام با تعبیری که آقای نیچه و
[١]. نهج البلاغه، حکمت ٤٦١[٢] نهج البلاغه، حکمت ٣٠٥[٣] کافی، ج ٥/ ص ٥٩