مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٠ - ١٢ نقد وبررسی نظریه مکتب سوسیالیسم
١٢ نقد وبررسی نظریه مکتب سوسیالیسم
قُلْ یا اهْلَ الْکتابِ تَعالَوْا الی کلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکمْ الّا نَعْبُدَ الَّا اللَّهَ وَ لانُشْرِک بِهِ شَیئاً وَ لا یتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ارْباباً مِنْ دونِ اللَّهِ [١].
یکی دیگر از مکتبها در مورد انسان کامل، مکتب سوسیالیسم است. در این مکتب، نقص و کمال انسانیت در دو چیز خلاصه میشود: نقص در آنجاست که بشر هرچه بیشتر جنبه فردیت داشته باشد و کمال انسانیت در جنبه جمعی است، به این معنی که انسان تا «من» است ناقص است و آن وقت کامل میشود که «من» از بین برود ولی نه به آن معنا که عرفا «من» را از بین میبرند. عرفا میخواهند «من» را برای «او» از بین ببرند یعنی «من» به عنوان ضمیر اول شخص، منهدم و معدوم میشود تا او (ضمیر سوم شخص) آشکار و پیدا شود و البته منظور آنها از «او» خداست؛ فانی شدن «من» در «او» یعنی فانی شدن انسان در خدا.
این مکتب در این جهت با مکتب عرفا شرکت دارد که طرفدار منهدم شدن و شکستن «من» است، ولی نه برای اینکه «او» پیدا شود و ظاهر و آشکار گردد، بلکه «من» از بین برود برای اینکه «ما» (ضمیر متکلم مع الغیر) پیدا شود. از نظر اینها
[١] آل عمران/ ٦٤