مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠ - عیبهای جسمی و روانی
میکرد. افکار محیی الدین به وسیله صدرالدین قونوی به مولوی انتقال پیدا کرده است [١] یکی از مسائلی که این مرد طرح کرد مسئله «انسان کامل» بود، ولی البته او از دیدگاه عرفان آن را طرح کرده است [٢]. مخصوصاً یکی از سؤالاتی که از محمود شبستری معروف، صاحب منظومه بسیار بسیار عالی و نفیس ادبی و کم نظیر گلشن راز شده است در مورد انسان کامل است که او هم با دید عرفانی جواب داده است. پس اولین کسی که با لفظ «انسان کامل» این مسئله را طرح کرد و با دید خاص عرفانی این مطلب را بیان کرد، محیی الدین عربی است. دیگران هم انسان کامل را- هرکسی از دید خود- به شکلی بیان کردهاند. ما میخواهیم ببینیم که انسان کامل از دید قرآن چگونه انسانی است. بحث را از انسان تمام و انسان ناقص شروع میکنیم تا بتوانیم به مراحل بعدی این بحث برسیم
عیبهای جسمی و روانی
آیا انسان سالم و انسان معیوب هم داریم؟ سلامت و عیب گاهی مربوط به تن انسان است. شکی نیست که بعضی انسانها از نظر جسمی سالمند و بعضی معیوب و مریض، مثلًا نقص عضوی دارند: نابینا، کر و یا افلیج هستند و امثال اینها. ولی اینها مربوط به شخص انسان است. هیچ توجه دارید که اگر انسانی کور باشد، کر باشد، افلیج باشد، بدشکل باشد، کوتاه قد باشد، شما اینها را برای او از نظر فضیلت و شخصیت و انسانیت نقصی نمیشمارید؟ مثلًا سقراط، فیلسوف یونان که او را به اصطلاح تالی تلو پیغمبران حساب میکنند، یکی از بدشکل ترین مردم دنیا بود ولی هیچ کس بدشکلی را برای سقراط به عنوان یک انسان عیب نمیگیرد. یا مثلًا ابوالعلاء معرّی [٣] و طه حسین [٤] کور بودهاند؛ آیا این کوری- که نقصی در جسم و شخص این افراد است- به عنوان یک نقص در شخصیت این افراد شمرده میشود؟ نه، اینچنین
[١] حرفهای دیگری که در این زمینهها میشنوید اساسی ندارد. عرفان اسلامی ریشههای دیگری غیر از مهملاتی که یک عده امروز در روزنامهها و مجلات میبافند، دارد.[٢] اگر مقتضی بود، در این زمینه مفصلتر بحث میکنم.[٣] [احمد بن عبداللَّه بن سلیمان، شاعر و لغوی معروف عرب که در چهارسالگی به سبب آبله نابینا شد.][٤] [ادیب و محقق معاصر مصری که در سن سه سالگی نابینا گردید.]