مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥ - « حق » گرفتنی است یا دادنی؟
فَوَ اللَّهِ ما غُزِی قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دارِهِمْ الّا ذَلّوا [١].
[سوگند به خدا هرگز با قومی در میان خانهشان جنگ نشده مگر آنکه ذلیل و مغلوب گشتهاند.].
یا در جای دیگری میفرماید:
وَ لا یمْنَعُ الضَّیمَ الذَّلیلُ وَ لا یدْرَک الْحَقُّ الّا بِالْجِدِّ [٢].
هرگز آدم زبون نمیتواند با ظلم مبارزه کند و جلو ظلم را بگیرد، و هرگز به حق نمیتوان رسید مگر با جدیت و کوشش
« حق » گرفتنی است یا دادنی؟
فرنگیها میگویند: حق گرفتنی است. این خودش مسئلهای است که آیا حق گرفتنی است یا دادنی؟ یعنی آیا حق، چیزی است که انسانها به میل خودشان آن را به ذی حقها میدهند یا حق چیزی است که ذی حق باید بگیرد؟ بعضی مکتبها بر این اساس است که حق دادنی است؛ یعنی آن حقی را که ظالم گرفته است، باید پس بدهد؛ اگر نداد دیگر نداده است، چون حق دادنی است نه گرفتنی. مسیحیت بر این اساس درست شده که: به ظالم میگوییم حق را به تو بدهد، تو کاری با او نداشته باش. ای کسی که حقت پایمال شده است! توصیه میکنیم، خواهش میکنیم تا حق را به تو بدهند. مبادا یک وقت خودت برای گرفتن حق قیام کنی که این برخلاف شأن انسانیت و اخلاق است. از نظر اینها حق دادنی است.
یک عده میگویند: حق فقط گرفتنی است. مگر ممکن است انسانی که حقی را خورده است بیاید و به یک شکلی آن حق را بدهد؟ یعنی اینها منکر عاطفه و انسانیت و وجدان انسانی هستند.
از نظر اسلام، حق هم گرفتنی است و هم دادنی؛ یعنی از دو جبهه باید برای استیفای حق مبارزه کرد. اسلام آن کسی را که حق را ربوده است، با تعلیم و تربیت
[١] خطبه ٢٧[٢] خطبه ٢٩