مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٥ - روگردانی از طبیعت
ابن ابی الحدید گاهی آنچه را که عرفا در همه کتابها گفتهاند در چهار سطر بیان کرده است- یک جا آنچنان فیلسوف میشود و استدلالات عقلی فیلسوفانه میکند که هیچ فیلسوفی به گَردَش نمیرسد؛ یعنی علی علیه السلام هرگز عقل را تحقیر نمیکند.
بنابراین، انسان کامل اسلام با انسان کامل عرفان در این جهت فرق میکند. عقل در انسان کامل اسلام رشد و نمو کرده و در کمال احترام است، در صورتی که در انسان کامل عرفان، عقل تحقیر میشود. مسئله دیگر «جامعه گرایی» بود که این را هم در جلسه گذشته عرض کردم [١].
روگردانی از طبیعت
در این جلسه یک مطلب دیگر را عرض میکنم و آن این است که عرفان منطقش این است: «از خود بطلب [٢] هرآنچه خواهی که تویی». عرفان مکتبی درون گراست. در این مکتب، دل از جهان بزرگتر است؛ یعنی اگر تمام عالم را یک طرف و آنچه را که آنها «دل» [٣] میگویند طرف دیگر بگذاریم، دل از همه عالم بزرگتر است. آنها به عالَم، انسان صغیر و به دل، انسان کبیر میگویند و چون جهان و دل را یکی میدانند [به این معنا که] دو نسخه مختلف از دو عالم متطابق هستند، جهان را «عالم صغیر» و دل را «عالم کبیر» مینامند. نه اینکه بگویند انسان، عالم صغیر است و این عالم، عالم کبیر؛ بلکه میگویند این عالم- که ما آن را عالم کبیر میگوییم- عالم صغیر است و انسان، عالم کبیر؛ و عالم، انسان صغیر است، و انسان کبیر همان است که در درون تو وجود دارد. ببینید مولوی چه میگوید:
چیست اندر خُم که اندر نهر نیست | چیست اندر خانه کاندر شهر نیست | |