مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٠ - توبه بُشر حافی
خودش یک عمل انسانی است که در اسلام این عمل وجود دارد. پیغمبران هم این کار را میکردند و مخصوصاً در برنامه اسلام تشویق و تقویت مظلوم علیه ظالم هست. از وصایای علی علیه السلام به دو فرزند بزرگوارش حسن علیه السلام و حسین علیه السلام است که: کونا لِلظّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلومِ عَوْناً [١] همیشه دشمن ستمگر و یار مظلوم و ستمکش علیه ستمگر باشید.
ولی یک عمل دیگر هست که سایر رهبران انقلابها در دنیا قادر به انجام آن نیستند، فقط پیغمبران قادر بودهاند، غیر از آنها کسی قادر نیست و آن این است که خود بشر را علیه خودش برانگیزانند یعنی کاری کنند که بشر خودش احساس گناه کند و بعد خودش علیه خودش قیام کند، انقلاب مقدس کند، کودتا کند، که نام آن توبه است. شما در غیر انبیاء یک نفر را پیدا نمیکنید که قدرت داشته باشد مردم را علیه تبهکاریهای خودشان وادار به قیام و انقلاب کند. پیغمبران نه تنها مظلوم را علیه ظالم برمیانگیختند، بلکه میتوانستند خود ظالم را علیه خودش برانگیزانند! شما اگر تاریخ اسلام را مطالعه کنید میبینید اسلام، هم مظلوم و فقیر و مستضعف و به اصطلاح حقیرشمرده شده را علیه آن گردن کلفتها مثل ابوسفیانها و ابوجهلها برانگیخته است و هم افرادی را که در صف و طبقه ابوجهلها و ابوسفیانها بودهاند علیه خودشان برانگیخته است و آنها را با همان مستضعفین هم ردیف و هم صف کرده و در یک صف قرارداده است. این دیگر فقط در قدرت انبیاء و اولیاء است.
برانگیختن بشر علیه تبهکاریهای خودش، در قدرت غیرانبیاء و اولیاء نیست.
توبه بُشر حافی
امام موسی بن جعفر علیه السلام از بازار بغداد میگذشت. (میدانیم وضع امام چطور بوده است، با کبکبه و طنطنه و این حرفها نبوده است.) از یک خانهای صدای ساز و آواز و طرب و بزن و بکوب بلند بود. وقتی که امام از جلوی آن خانه میگذشت، کنیزی از خانه بیرون آمده بود درحالی که ظرف خاکروبهای در دست داشت که آورده بود تا مثلًا مأمورین شهرداری آن را ببرند. امام از او پرسید: صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟ کنیز از این سؤال تعجب کرد، گفت: معلوم است که آزاد است. صاحب این
[١] نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه ٤٧.