مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٥ - جهاد با نفس در قرآن و حدیث
همین جا بزرگترین درس اخلاق را به آنها میدهد، میفرماید: مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهادَ الْاصْغَرَ وَ بَقِی عَلَیهِمُ الْجِهادُ الْاکبَرُ آفرین! آفرین بر مردمی که از نبرد کوچک بازگشتهاند و نبرد بزرگ بر آنها باقی مانده است. عرض کردند: یا رسولَ اللَّه! وَ مَا الْجِهادُ الْاکبَرُ؟ نبرد بزرگ چیست؟ فرمود: جِهادُ النَّفْسِ [١] مجاهده با نفس امّاره از جهاد با انسان دیگر بزرگتر است. پس جهاد با نفس را هم اسلام گفته است. تا اینجا مطالب مکتب عرفان در این باره درست است.
ولی ما در این مکتب- که اسمش را مکتب عرفان و تصوف میگذاریم- در مرحله جهاد با نفس و مبارزه با خودخواهی و خودپرستی و درهم کوبیدن «خود»، گاهی به جایی میرسیم که اسلام آن را تأیید نمیکند. البته میگویم «گاهی»، نمیخواهم بگویم حتی اکابر هم این اشتباه را میکردهاند، ولی این اشتباه در کلمات اهل این مکتب زیاد است.
یکی از مراحل، ریاضتهای شاقّه است. به اینجا که میرسد، اسلام در مقابل آن میایستد، میگوید بدنت بر تو حق دارد. اصحابی از پیغمبر بودند که میخواستند خودشان را در این ریاضتهای شاق وارد کنند. پیغمبر به شدت با آنها مبارزه کرد. در عین حال گاهی دیده میشود افرادی تن به ریاضتهای شاقهای میدهند که اسلام در آن حد، این ریاضتها را تأیید نمیکند. این یک [اشکال] که خیلی مهم نیست.
مجاهده با نفس دو گونه است. گاهی مجاهده با نفس به شکل ریاضت است؛ یعنی خیلی به تن سختی میدهند: غذا خیلی کم میخورند و خواب را خیلی تقلیل میدهند. بدن انسان هم حالتی دارد که هرطور که انسان آن را پرورش دهد قبول میکند. ممکن است کسی در اثر ممارست زیاد، کاری کند که در شبانه روز واقعاً بتواند با چند مغز بادام بسر ببرد و همه خوابش در شبانه روز به یک ربع ساعت تقلیل پیدا کند؛ یعنی این تن را در حالت زجر قرار دهد که این کار بیشتر در بین هندیها معمول است و در میان مسلمین کمتر یافت میشود، چون منطق اسلام اجازه نمیدهد که این کار رایج شود.
ولی قسم دیگر جهاد با نفس مبارزه با تن نیست، مبارزه با خود نفس و با روان است، یعنی برخلاف میل نفس رفتار کردن است که این هم تا حدی درست است.
[١] وسائل، ج ١١/ ص ١٢٢