مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٦ - « قدرت واقعی » در احادیث
میگوید: وَ لا تَأْخُذْکمْ بِهِما رَأْفَةٌ فی دینِ اللَّهِ..
پس این نوع رأفتها، دل سوختنها و ترحمها، ترحمهایی غیرمنطقی است؛ یعنی قساوتهایی است به صورت ترحم و به عبارت دیگر این نوع ترحم، ترحم در یک مورد و قساوت در موارد دیگر است. این نوع ترحمها را نباید [مانند ایستادگی در برابر شهوات و امیال نفسانی، نوعی قدرت] به حساب آورد.
بنابراین، مکتب قدرت- که دائماً دم از قدرت میزند و میگوید مرد برتر و انسان کامل باید از قدرت کامل بهرهمند باشد و نقاط ضعف وجود خود را مسدود کرده باشد- گذشته از اینکه سایر ارزشهای انسان را نشناخته است، خود قدرت را هم نشناخته و معنی قدرت را نفهمیده و حقیقت قدرت را ندانسته است
« قدرت واقعی » در احادیث
قدرت آن است که انسان به کمک دیگران بشتابد. یک روح مقتدر آن است که به فرزندان خود میگوید: کونا لِلظّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلومِ عَوْناً [١]. علی علیه السلام خطاب به دو فرزند عزیزش امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) میفرماید: فرزندان من! همیشه قدرت و نیروی شما به کمک مظلوم و به ستیزه با ظالم بشتابد. این کار [ناشی از] قدرت است. اتفاقاً کینه توزیها، حسادتها، بدخواهیها و همین چیزهایی که آقای نیچه پیشنهاد میکند، همگی ناشی از ضعف است. آدمی که دلش میخواهد دائماً از همه مردم انتقام بگیرد و بدِ همه مردم را میخواهد و آن کسی که سادیسم دارد و همیشه میخواهد آزارش به دیگران برسد، کارهایش از قدرت نیست- آنطور که آقای نیچه گفته- بلکه ناشی از ضعف است. انسان هرچه مقتدرتر باشد، حسد و کینهاش کمتر است.
جملهای از امام حسین علیه السلام برای شما نقل میکنم: الْقُدْرَةُ تُذْهِبُ الْحَفیظَةَ [٢].
جمله خیلی عجیبی است و بر ملاحظات روانی بسیار دقیقی بنا شده است.
میفرماید: قدرت کینه را از بین میبرد؛ یعنی وقتی انسان در خودش احساس قدرت کند، نسبت به دیگران کینه ندارد. در نقطه مقابل، آدمِ ضعیف است که همیشه کینه دیگران
[١] نهج البلاغه، نامه ٤٧[٢] بلاغة الحسین، ص ٨٩