مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦١ - ٣ اراده
نهج البلاغه هست. حال چه مهمانیای بوده است؟ آیا آن فرماندار در مهمانیای شرکت کرده بود که در سر سفره آن مشروب بوده است؟ نه. در آنجا قمار بوده؟ نه. در آنجا مثلًا زنهایی را آورده و رقصانده بودند؟ نه. در آنجا کار حرام دیگری انجام داده بودند؟
نه، پس چرا آن مهمانی مورد ملامت قرار میگیرد و نامه تند نوشته میشود؟
میگوید: وَ ما ظَنَنْتُ انَّک تُجیبُ الی طَعامِ قَوْمٍ عائِلُهُمُ مَجْفُوٌّ وَ غَنِیهُمْ مَدْعُوٌّ [١]. گناه فرماندارش این بوده که بر سر سفرهای شرکت کرده است که صرفاً اشرافی بوده، یعنی طبقه اغنیا در آنجا شرکت داشته و فقرا محروم بودهاند. علی علیه السلام میگوید: من باور نمیکردم که فرماندار من، نماینده من پای در مجلسی بگذارد که صرفاً از اشراف تشکیل شده است. بعد راجع به خودش و زندگی خودش برای آن فرماندار شرح میدهد. درباره خود میگوید درد مردم را از درد خودش بیشتر احساس میکرد؛ درد آنها سبب شده بود که اساساً درد خود را احساس نکند. سخنان علی علیه السلام نشان داده که او واقعاً دانا و دانشمند و حکیم بوده است. اما علی را که اینقدر ستایش میکنیم نه فقط به خاطر این است که باب علم پیغمبر بوده که پیامبر فرمود: انَا مَدینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلی بابُها [٢]؛ بیشتر از این جهت ستایش میکنیم که انسان بود، این رکن از انسانیت را داشت که به سرنوشت انسانهای محروم میاندیشید، غافل نبود، درد دیگران را احساس میکرد، چنانکه سایر ارکان انسانیت را هم داشت.
٣. اراده
. مکتب دیگر میگوید: معیار انسانیت «اراده» است، اراده مسلطکننده انسان بر نفس خود. به عبارت دیگر معیار انسانیت، تسلط انسان است بر خود، بر نفس خود، بر اعصاب خود، بر غرایز خود، بر شهوات خود، به طوری که هر کاری که از انسان صادر میشود به حکم عقل و اراده باشد نه به حکم میل. فرق است میان میل و اراده. میل در انسان یک کشش و جاذبه است، جنبه بیرونی دارد، یعنی رابطهای است بین انسان و شئ خارجی که آن شئ انسان را به سوی خودش میکشد. مثل آدم گرسنه که میل به غذا دارد. این میل یک جاذبه است که انسان را به طرف خود
[١] همان، نامه ٤٥.[٢] غایة المرام، باب ٢٩.