مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٨ - ایمان، راه « ما » شدن « من » ها
تقسیم کنند. خواه ناخواه رهبری حزب به یک نفر اختصاص پیدا میکند و معاونت حزب به یک نفر دیگر و سمت مدیرکلی به فرد دیگر، و در آخر یک عده در پایین ترین رتبه قرار میگیرند. پستهای اداری هم همینطور است.
پس برای اینکه «من» تبدیل به «ما» شود کافی نیست که مالکیتهای اختصاصی از بین برود، و ما دیدیم که در جاهایی که مالکیتهای اختصاصی از بین رفت «من» تبدیل به «ما» نشد؛ جنگها و نزاعها و تصفیهها در داخل آنها میشود و رقابتهای داخلی صورت میگیرد و حتی دو اردو و دو غول بزرگ اینها [١] با یکدیگر در حال مبارزه هستند و برای اینکه همان نقطه مقابلشان را که امپریالیسم است با خودشان رفیق کنند، باهم مسابقه گذاشتهاند. اینها نشان میدهد که «من» ها تبدیل به «ما» نشده است و اینها حرف است.
ما قبول داریم که ناهمواریهای مالکیت اثر فراوانی در «من سازی» و منافات زیادی با «ما» بودن دارد و لهذا اسلام به تعدیل ثروت و مالکیتها عنایت فوق العاده دارد، ولی مسئله این است که از بین بردن این ناهمواریها کافی نیست برای اینکه «من» ها تبدیل به «ما» شود. بعد میبینیم که «ما» در میان آنها اسم و لفظ و حرف است؛ پای احتیاج که به میان بیاید، مطلب از این قبیل نیست.
مکتب حقیقی در اینجا این است که اولًا این مطلب که «من» باید تبدیل به «ما» شود یکی از شرایط انسان کامل است و ما این را قبول داریم، اما اینکه کسی خیال کند به صرف اینکه «من» انسان تبدیل به «ما» شد، انسان کامل شده است صحیح نیست. مکتب سوسیالیسم باز یک مکتب تک ارزشی است. این نظریه که تمام ارزشهای انسانیت منحصر است به اینکه «من» تبدیل به «ما» شود، درست نیست.
چندین ارزش دیگر غیر از تبدیل «من» به «ما» وجود دارد که همه مکتبهایی که قبلًا شرح دادیم هرکدام لااقل به یک ارزش، درست توجه کردهاند. پس تنها یک چیز را ارزش انسانی دانستن، درست نیست
ایمان، راه « ما » شدن « من » ها
ثانیاً این «من» آن وقت واقعاً و حقیقتاً تبدیل به «ما» میشود که قبلًا تبدیل به «او» شده باشد یعنی همان نظریه عرفا. «من» بدون آنکه قبلًا تبدیل به «او» شده باشد
[١] [چین و شوروی]