مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣ - شواهدی از قرآن و نهج البلاغه
وَ مَنْ کانَ فی هذِهِ اعْمی فَهُوَ فِی الْاخِرَةِ اعْمی وَ اضَلُّ سَبیلًا را معنی میکند.
قرآن در جای دیگری میفرماید:
قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنی اعْمی وَ قَدْ کنْتُ بَصیراً. قالَ کذلِک اتَتْک ایاتُنا فَنَسیتَها وَ کذلِک الْیوْمَ تُنْسی [١].
در قیامت همین بندهای که کور محشور میشود اعتراض میکند، میگوید:
خدایا تو چرا مرا کور محشور کردی؟ من که در آن دنیا چشم داشتم، چرا در اینجا کور هستم؟ [خطاب میرسد] که آن چشمی که در آن دنیا داشتی، به درد اینجا نمیخورد. اینجا چشم دیگری لازم است و تو خودت آن چشم دیگر را در دنیا کور کردی، اینجا هم کور هستی. اتَتْک ایاتُنا نشانههای ما در آن دنیا بود؛ تو بجای اینکه از روی آن نشانهها ما را ببینی و بشناسی و حقیقت را درک کنی، خودت را در آن دنیا کور کردی و حال که در عالم حقیقت میآیی کور محشور میشوی. در این عالم فقط بینش حقیقی است که مفید است.
در سوره مطفّفین میفرماید: کلّا انَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یوْمَئِذٍ لَمَحْجوبونَ [٢] رهاشان کن! اینها در آن روز از خدای خود در پرده و حجاباند؛ اینها در دنیا باید پرده غفلت را از جلو چشمشان عقب بزنند و ببینند. معنای ایمان این است: ای انسان! تو در این دنیا آمدهای که چشم تو در همین دنیا آن دنیا را ببیند، گوش تو در همین دنیا آن دنیا را بشنود.
مکرر گفتهام که خیلی خوشوقتم که میبینم جوانان ما- بالخصوص- به نهج البلاغه توجه دارند. اما همه جنبههای نهج البلاغه را ببینید. ببینید نهج البلاغه راجع به گوشهایی اینچنین، چگونه سخن میگوید. نهج البلاغه برای ایمان اصالت قائل است. نمیگوید ارزش ایمان فقط ارزش زیربنایی و فکری و اعتقادی است (نه اینکه میخواهم بگویم زیربنا نیست)، میگوید در عین اینکه ایمان ارزش زیربنایی و فکری و اعتقادی دارد، ارزش اصیل هم دارد.
[١] طه/ ١٢٥ و ١٢٦[٢] مطفّفین/ ١٥