مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤ - شواهدی از قرآن و نهج البلاغه
علی علیه السلام در نهج البلاغه درباره «اهل اللَّه» میگوید: یتَنَسَّمونَ بِدُعائِهِ رَوْحَ التَّجاوُزِ [١] اینها کسانی هستند که در حالی که خدا را میخوانند و استغفار میکنند و غرق در استغفار هستند، نسیم آمرزش را در درون خود احساس میکنند؛ یعنی احساس میکنند که آمرزیده شدهاند، نسیم تجاوز را در روح خود احساس میکنند [٢] و [٣] علی علیه السلام میفرماید:
انَّ اللَّه تَعالی جَعَلَ الذِّکرَ جَلاءً لِلْقُلوبِ، تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَةِ وَ تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْعَشْوَةِ وَ تَنْقادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعانَدَةِ، وَ ما بَرِحَ لِلَّهِ- عَزَّتْ الاؤُهُ- فِی الْبُرْهَةِ بَعْدَ الْبُرْهَةِ وَ فی ازْمانِ الْفَتَراتِ عِبادٌ ناجاهُمْ فی فِکرِهِمْ وَ کلَّمَهُمْ فی ذاتِ عُقولِهِمْ [٤].
فقط قسمت اخیرش را برایتان معنی میکنم: در هر دورهای [٥] افرادی وجود دارند که در فکر و درون خود با خدای خود حرف میزنند و از او سخن میشنوند:
عِبادٌ ناجاهُم فی فِکرِهِمْ وَ کلَّمَهُمْ فی ذاتِ عُقولِهِمْ خدا در فکر و عقلشان با آنها حرف میزند.
پس در اسلام معرفت خدا و حتی ملائکه خدا که وسایط عالم وجودند، و معرفت انبیا و اولیای خدا که به صورت دیگری واسطه فیض حق به سوی ما هستند، و معرفت اینکه ما در این دنیا که آمدهایم برای چه آمدهایم و به کجا میرویم، و معرفت اینکه بالاخره خواه ناخواه به سوی حق بازگشت میکنیم و همه چیز به سوی حق بازگشت میکند (یعنی معاد)، این معارف اصالت دارد. ایمان به حقایق اصالت دارد و ضمن اینکه اصالت دارد، زیربنای فکری و اعتقادی ایدئولوژی اسلامی هم
[١] نهج البلاغه، خطبه ٢٢٠[٢] اینها چیزهایی است که از سطح فکر امثال ما بالاتر است و شاید نتوانیم باور کنیم.[٣] «تجاوز حق» یعنی گذشت حق از گناهان، مغفرت حق، آمرزش حق.[٤] [ابتدای همان خطبه][٥] بنا به گفته علی علیه السلام هیچ دورهای نیست که در آن چنین افرادی وجود نداشته باشند. در زمان ما هم وجود دارند.