مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤ - اصالت معرفت عقلی در اسلام
کرده و ضد آن است، مکتب اشراقیون و مکتب عرفا و مکتب اهل عشق است که این را بعد شرح میدهیم. مکتب دیگر، مکتب اهل حدیث است. اخباریون و اهل حدیث، عقل را با این همه ارزش فراوانی که حکما برای آن قائل هستند انکار میکنند و میگویند آنقدرها هم که شما برای عقل ارزش قائل هستید، ارزش ندارد.
بیش از اینها، در عصر جدید مکتب حسیون برضد مکتب عقلیون قیام کرد. در این سه چهار قرن اخیر، مکتب حسیون بیشتر رونق داشت. حسیون گفتند: عقل این همه ارزشی که شما برایش قائل هستید، ندارد. عقل خیلی اهمیت ندارد، نوکر حس است. اصل در انسان، حواس و محسوسات انسان است. عقل حداکثر کاری که میتواند بکند این است که در مورد فرآوردههای حواس یک عملیاتی انجام دهد. شما کارخانهای را در نظر بگیرید که در آن مواد خامی وارد میشود. بعد دستگاههای کارخانه، آن مواد را تجزیه میکنند. اگر کارخانه ریسندگی و بافندگی است، مثلًا اول پنبهها را پاک میکنند، بعد رشته میکنند و بعد آنها را به شکل خاصی میبافند. عقل کارخانهای است که کاری از آن ساخته نیست، مگر اینکه روی مواد خامی که از راه حس به دست آمده است عملیاتی انجام دهد. ولی البته مکتب عقلیون بکلی از اعتبار نیفتاده است؛ باز مکتب عقلیون سرپای خود ایستاده است که حال نمیخواهم بحث عقلیون را در مقابل غیر عقلیون بهطور تفصیل مطرح کنم، بلکه میخواهم نظر اسلام را بیان کنم
اصالت معرفت عقلی در اسلام
در مکتب عقلیون چند مطلب مطرح است که هریک از اینها را باید ببینیم با نظر اسلام انطباق دارد یا نه. اولین بحث عقلی عقلیون، مسئله اعتبار و اصالت معرفت عقلی است. یعنی چه؟ یعنی عقل انسان قادر است حقایق این عالم را کشف کند و معرفت عقلی معرفتی اصیل و قابل اعتماد و استناد است و بیاعتبار نیست.
خیلی از مکتبها چنین اعتباری را برای عقل قائل نیستند. حال ببینیم آیا ما از مدارک اسلامی اینقدر میتوانیم برای عقل اعتبار و حیثیت قائل باشیم که لااقل معرفت عقلی قابل اعتماد است؟.
اتفاقاً یک حمایت فوق العادهای از عقل را در متون اسلام میبینیم و در هیچ دینی از ادیان دنیا به اندازه اسلام از عقل یعنی از حجّیت عقل و از سندیت و