مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - آیا زندگی تنازع بقاست؟
را بگیر» یعنی چه؟ یک لگد هم به او بزن. او گناهی از این بالاتر ندارد که ضعیف است. حال که ضعیف است، تو هم سنگی روی سرش بینداز. نیچه- که خودش یک آدم ضد خدا و ضد دین است- معتقد است که دین را ضعفا اختراع کردهاند، درست برعکس نظریه کارل مارکس که میگوید: دین را اقویا اختراع کردهاند برای اینکه ضعفا را اسیر خودشان نگه دارند. نیچه میگوید: دین را ضعفا اختراع کردهاند برای اینکه قدرت اقویا را محدود کنند، و خیانتی که- به عقیده او- دین به بشر کرده است این است که مفاهیمی همچون بخشش، جود، رحم، مروّت، انسانیت، خوبی، عدالت و امثال اینها را بین مردم پخش کرده و بعد اقویا گول خوردهاند و به خاطر عدالت و جود و مروّت و انسانیت مجبور شدهاند کمی از قدرت خود بکاهند.
نیچه میگوید: ادیان گفتهاند «مجاهده با نفس»؛ چرا مجاهده با نفس؟ بگویید پروریدن نفس، نفس پروری. ادیان گفتهاند «مساوات»، میگوید: مساوات چرند است، مساوات یعنی چه؟ همیشه باید یک عده زبردست [١] باشند و یک عده زیردست. زیردستها جانشان در بیاید و برای زبردستها کار کنند، تا آنها رشد کنند و گنده شوند و مرد برتر از میان آنها پیدا شود. ادیان گفتهاند «تساوی حقوق زن و مرد»، میگوید: این هم حرف مزخرفی است؛ مرد جنس برتر و قویتر است و زن برای خدمت به مرد خلق شده و هیچ هدف دیگری در کار نیست؛ تساوی حقوق زن و مرد هم غلط است.
این مکتب اساساً انسان برتر و والا و انسان کامل را مساوی با انسان مقتدر و انسان زورمند میداند و کمال را مساوی با قوّت و قدرت
آیا زندگی تنازع بقاست؟
از همین قبیل حرفها کم و بیش در بین ما- ندانسته و بهطور ناخودآگاه- رواج پیدا کرده است، مثلًا میگوییم: زندگی تنازع بقاست. نه، زندگی تنازع بقا نیست. تنازع بقا به معنی دفاع از خود، حق است.
حتی بعضی از علمای اسلامی مثل فرید وجدی گفتهاند که جنگ در میان بشر یک ضرورت است و تا بشر هست جنگ باید باشد. جنگ، ناموسی در زندگی بشر
[١] [به معنای مقتدر و صاحب قدرت]