مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٠ - عرفان نظری
داشته. میگویند وقتی از هم جدا شدند، از شیخ اشراق پرسیدند این مرد را چگونه دیدی؟ گفت: دریایی بیپایان؛ از محیی الدین پرسیدند سهروردی را چگونه دیدی؟
گفت: مرد صالحی بود.
محیی الدین شاگردان زیادی داشته است که این کتب عرفانی علمی را اینها نوشتهاند، از قبیل صدرالدین قونوی. صدرالدین قونوی ضمناً [پسر خواندهاش] یعنی پسرزنش هم هست. با مادر او ازدواج کرد و او شاگرد و مرید فوق العاده وی بوده و در واقع شارح گفتههای محیی الدین، صدرالدین قونوی است.
ابن فارض مصری در میان شعرای عرب نظیر حافظ ماست؛ یعنی دیوان ابن فارض در شعر عربی نظیر دیوان حافظ است، با یک تفاوت که آنهایی که اهل فناند مدعی هستند که حافظ از نظر لطف و ظرافت بالاتر است از ابن فارض ولی ابن فارض از نظر مقامات عرفانی بالاتر است از حافظ، یعنی چیزهایی را از مقامات عرفانی، او منعکس کرده است که حافظ در آن موضوعات سکوت کرده و در حافظ چیزی منعکس نیست. ابن فارض خیلی فوق العاده است، عمر زیادی هم نکرده، آن طور که تاریخ مینویسد، ٥٦ سال بیشتر از عمرش نگذشته که فوت کرده است. او هم گاهی در مکه بوده و گاهی در مصر. در کوههای مکه میرفت گردش میکرد، تنها و تحت تأثیر حالات عرفانی خودش بود، و در مصر همینطور، و میگویند در مکه بود با مصر مغازله میکرد، در مصر بود با مکه مغازله میکرد. او هم آدم عجیبی است، از عجایب دنیای اسلام است. قصیدهای دارد، تائیه ابن فارض، در حدود هزار شعر است که همه آنها به «ت» ختم میشود، شعرهای معروفی است، که این شعرها از اوست:
وَ انّی وَ انْ کنْتُ ابْنَ ادَمَ صورَةً | وَلکنْ فیهِ شاهِدٌ بِابُوَّةٍ | |