مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٨ - عرفان نظری
وجود درآورد، البته بهطور متفرقه در کلمات عرفا کم و بیش از صدر اسلام پیدا میشود، ولی آن کسی که عرفان را به صورت یک علم درآورد و به اصطلاح متفلسف کرد و به صورت یک مکتب درآورد و در مقابل فلاسفه عرضه داشت و فلاسفه را در واقع تحقیر و کوچک کرد و روی فلسفه اثر گذاشت و فلاسفهای که بعد از او آمدند چارهای نداشتند جز اینکه به نظرهای او بااعتنا باشند، بدون شک «محیی الدین عربی» است. پدر عرفان نظری اسلامی محیی الدین عربی آن اعجوبه عجیب روزگار است.
محیی الدین در عرفان عملی نیز قدم راسخ داشته است، یعنی اصلًا از اول عمرش یک مردی بوده که اهل ریاضت و مجاهده بوده است. (البته ما الآن داریم توصیف میکنیم و کار نداریم که محیی الدین یا حافظ حرفشان درست است و معصوماند یا جایزالخطا هستند؛ مسلّم این حرفها مطرح نیست، ما داریم بیان میکنیم که اینها چه دارند میگویند.) محیی الدین اول کسی است که عرفان را متفلسف کرد یعنی به صورت یک مکتب منظم درآورد، و اصلًا این مسئله «وحدت وجود» که محور عرفان است- و حتی در عرفان عملی هم همینطور است، که حالا یک بحثی درباره آن هست، چون آن توحیدی که عارف آخرش به آن میرسد همان وحدت وجود است در عرفان عملی- و این وحدت وجودی که در عرفان نظری بیان شد، اول بار توسط محیی الدین عربی بیان گردید و او بود که شاگردهای عظیم و بزرگی تربیت کرد و هرکس هم که از آن زمان به بعد آمده ریزه خوار محیی الدین است بدون شک، و اصلًا این مرد یک شور و غوغای عرفانی در جهان اسلام بپا کرد.
این مرد از نظر نژاد عرب است، یعنی طائی اندلسی است، به او میگویند «محیی الدین عربی طائی حاتمی اندلسی»؛ «عربی» میگویند چون عرب است، «طائی» میگویند چون از قبیله «طی» است، «حاتمی» میگویند چون از اولاد عدی بن حاتم است، نسلش به حاتم طائی میرسد، و «اندلسی» میگویند چون ساکن در اندلس بود. در آن وقت اندلس اندلس اسلامی بود و این اندلس اسلامی چه مرکز بزرگی بوده است برای تمدن و فرهنگ اسلامی در هر قسمتی، چه ادبیات، چه فلسفه، چه عرفان، چه طب، چه ریاضیات، و چه اشخاص بسیار بزرگی به وجود آورده و چه سرنوشت غمانگیزی هم دارد که عجیب است، و به چه جبری