مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٨ - اصول جهان بینی عرفانی
چیست؟ ما دیدیم همه اینها در کلمات حافظ بود، و حتی معانیای از قبیل دعوت صریح به گدایی و دریوزگی. مقصودش از اینها چیست؟ و در بسیاری از جاها آن روشِ به اصطلاح یزیدیگری یعنی مقایسه کردن میان این عیاشیهای ظاهری و عبادات و بعد ترجیح دادن اینها بر آنها و تحقیر آنها، همه این مضامین در اشعار حافظ هست.
شاید از یک نظر مناسب بود که ما الآن به توضیح آنها بپردازیم. ولی، تا ما این مراحل دیگر را طی نکردهایم بهتر است به توضیح آنها نپردازیم؛ یعنی بعد از طی این مراحل، آنها بهتر قابل توضیح است.
قبلًا عرض کردهایم که عرفان دو جنبه دارد: یکی جنبه نظری و دیگر جنبه عملی. جنبه نظری آن، جهان بینی عرفانی است. عرفان در مقابل همه مکتبهای فلسفی جهان از خود یک جهان بینی خاصی دارد یعنی یک دید خاص درباره هستی دارد که با دید هر تیپی از تیپهای فلاسفه مختلف است. این را اصطلاحاً میگوییم «عرفان نظری». قسمت دوم عرفان، عرفان عملی است. عرفان عملی یعنی طریقت به اصطلاح، سیر و سلوک انسان به سوی حقیقت، به سوی خدا که این خودش یک نوع روان شناسی خاصی است که لااقل به عقیده خود اینها تا کسی وارد این عوالم نباشد، نمیتواند آنها را درک کند. درک این مراحل از عهده یک فیلسوف یا یک عالم یا یک روان شناس عادی که میخواهد با مقیاسهای عادی تحقیق کند خارج است. عرفان نظری بیشباهت به فلسفه نیست، جهان بینی است، منتها جهان بینیای که اصل بینشش بینش اشراقی و قلبی و معنوی است؛ بیانش بیان فلسفی است، نه اینکه بینشش هم بینش فلسفی است. بینش، بینش اشراقی است منتها بعدها به بیان فیلسوفانه درآوردهاند که عرض کردیم کسی که این کار را در جهان اسلام کرد و دیگران دنبال او را گرفتند، محیی الدین عربی است؛ از زمان اوست که جهان بینی اشراقی و معنوی عرفانی یک نوع بیان فلسفی پیدا کرد. اکنون ما اصول جهان بینی عرفانی را عرض میکنیم.
اصول جهان بینی عرفانی
محور جهان بینی عرفانی «وحدت وجود» است. این نکته را مخصوصاً توجه بفرمایید (این اشتباه را خیلیها کردهاند): چون بیان فلسفی وحدت وجود در