مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٤ - دشمن دشمنان عقل
پاکی و مجاهدت تأثیر دارد ولی آنجا دیگر پای عقل نظری و فلسفه و استدلال و منطق و ترتیب مقدمات و سلوک فکری از نتیجه به مقدمه و از مقدمه به نتیجه در میان نیست.
مقصود این است: این حقیقت که بیان شده که تقوا موجب ازدیاد حکمت و ازدیاد بصیرت و روشن بینی میشود ناظر به مسائل نظری و عقل نظری نیست، و شاید علت اینکه در نظر بعضیها قبول این مطلب اینقدر مشکل آمده همین است که این مطلب را به حدود عقل نظری توسعه دادهاند.
و اما نسبت به عقل عملی البته مطلب همینطور است و میتوان گفت قبل از هر استدلال و تقریبی، تجربه گواه این مطلب است. واقعاً تقوا و پاکی و رام کردن نفس امّاره در روشن بینی و اعانت به عقل تأثیر دارد ولی البته نه به این معنی که عقل فی المثل به منزله چراغ است و تقوا به منزله روغن آن چراغ، و یا اینکه دستگاه عقل به منزله یک کارخانه مولّد روشنایی است که فعلًا فلان مقدار کیلووات برق میدهد و تقوا که آمد فلان مقدار کیلووات دیگر بر برق این کارخانه میافزاید. نه، این طورها نیست، طور دیگر است. برای توضیح مقدمهای عرض میکنم.
دشمن دشمنان عقل
از کلمات علی علیه السلام است: اصْدِقاؤُک ثَلاثَةٌ وَ اعْداؤُک ثَلاثَةٌ یعنی تو سه نوع دوست و سه نوع دشمن داری. فَاصْدِقاؤُک: صَدیقُک وَ صَدیقُ صَدیقِک وَ عَدُوُّ عَدُوِّک یعنی دوستان تو یکی آن کس است که مستقیماً دوست خود توست، دومی دوستِ دوست توست، سومی دشمنِ دشمن توست. وَ اعْداؤُک: عَدُوُّک وَ عَدُوُّ صَدیقِک وَ صَدیقُ عَدُوِّک [١] دشمنان تو عبارت است از آن که مستقیماً با خود تو دشمن است، و آن کس که دشمن دوست توست، و آن کس که دوست دشمن توست.
مقصودم از نقل این کلام این بود که یکی از انواع دوستان، دشمنِ دشمن است.
علت اینکه دشمن دشمن به منزله دوست خوانده شده این است که دشمن را ضعیف میکند و دست وی را میبندد و از این راه به انسان کمک میکند. این خود یک حساب و قاعدهای است که دشمنِ دشمن مانند دوست است، آدمی را تقویت
[١] نهج البلاغه، حکمت ٢٩٥