مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٤ - همت بلند در مسیر جاه طلبی و مقام
برخی اساساً یک داعیه جمع کردن ثروت در وجودشان هست که به کم قانع نیستند. این نکته را هم عرض کنم که گاهی بعضی از افراد بیهمت به دلیل اینکه عرضه و همّ ندارند، به دلیل اینکه مرد نیستند، وقتی آدمی را میبینند که دنبال جمع کردن ثروت میرود، تحقیرش میکنند، به او میخندند، آیات زهد را میخوانند، دم از تقوا و زهد میزنند، میخواهند مغالطه کنند. نه آقا! او که دنبال جمع کردن ثروت میرود، با همان حرص و حالت دنیاپرستی هم میرود، از توی ضعیف همت و دون همت گداصفت بالاتر است، از تو باشخصیتتر است. او نسبت به آن مردی که همتش از این بالاتر است، مذموم است. یک زاهد واقعی مثل علی میتواند او را مذمت کند که مرد همت است، مرد کار است، مرد پیدا کردن ثروت است اما آزمند و حریص نیست، برای خودش نگه نمیدارد، خودش را به آن پول نمیبندد. پول را به دست میآورد ولی برای چه؟ برای خرج کردن، برای کمک کردن. اوست که حق دارد این را مذمت کند و بگوید: ای آزمند! ای حریص! ای کسی که همت داری، عزیمت داری، تصمیم داری، شور در وجودت هست، نیرو در وجودت هست، چرا نیرویت را در راه جمع کردن ثروت مصرف میکنی، چرا ثروت برای تو هدف شده است؟ ثروت باید برای تو وسیله باشد. اما منِ دون همت پست نظر که همان مال و ثروت را با نکبت و دریوزگی از دست دیگری میگیرم (دست او را میبوسم، پای او را میبوسم که یک هزارم، یک میلیونیم ثروتش را به من بدهد) حق ندارم از او انتقاد کنم.
همت بلند در مسیر جاه طلبی و مقام
یکی دیگر در مسیر جاه طلبی و بزرگی و مقام میرود. مگر در این جهت مردم متساوی هستند؟ نه. در اینکه اسکندر مرد بلندهمتی بوده است نمیشود شک کرد.
مردی بود که این داعیه در سرش پیدا شد که تمام دنیا را در زیر مهمیز و فرمان خودش قرار بدهد. اسکندر از یک آدم نوکرصفتی که اساساً حس سیادت و آقایی در او وجود ندارد، حس برتری طلبی در او وجود ندارد، همتش در وجودش نیست، خیلی بالاتر است. نادرشاه و امثال او هم همینطور. اینها را باید گفت روحهای بزرگ، ولی نمیشود گفت روحهای بزرگوار. اسکندر یک جاه طلبی بزرگ است، یک روح بزرگ است اما روح بزرگی که در او چه چیز رشد کرده است؟ شاخهای که