مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٨ - انسان، یک شخص مرکب
بر علیه خودش قیام میکند، واقعاً قیام میکند؛ علیه خودش انقلاب میکند، واقعاً انقلاب میکند. و قیام و انقلاب از دو موجود مختلف و متباین مانعی ندارد. مثلًا در کشوری عدهای زمام امور را در دست دارند، بعد عده دیگری علیه آنها قیام و انقلاب میکنند. این مانعی ندارد؛ آنها افراد و اشخاصی هستند و اینها افراد و اشخاص دیگری. آنها به اینها ظلم و ستم کردهاند، اینها را ناراضی و عاصی کردهاند، سبب عصیان و انقلاب اینها شدهاند، یکمرتبه اینها انقلاب میکنند و زمام کار را از دست طرف مقابل میگیرند و خودشان در جای آنها قرار میگیرند. این مانعی ندارد. ولی اینکه در داخل وجود یک شخص قیام و انقلاب بشود، انسان خودش علیه خودش قیام کند، چگونه است؟ مگر میشود یک شخص خودش علیه خودش قیام کند؟ بله میشود.
انسان، یک شخص مرکب
علتش این است که انسان برخلاف آنچه که خودش خیال میکند، یک شخص نیست. یک شخص واحد است اما یک شخص مرکب نه بسیط؛ یعنی ما که اینجا نشستهایم (به همان تعبیری که در حدیث آمده است) یک جماد اینجا نشسته است، یک گیاه هم اینجا نشسته است، یک حیوان شهوانی هم اینجا نشسته است، یک سَبُع و درنده هم اینجا نشسته است، یک شیطان هم اینجا نشسته است و یک فرشته هم در همین حال اینجا نشسته است. یعنی یک انسان به قول شعرا طُرفه معجونی است که همه خصایص در وجود او جمع است. گاهی آن حیوان شهوانی- که مظهر آن را خوک میدانند- این خوکی که در وجود انسان هست، زمام امور را به دست میگیرد و مجال به آن درنده و شیطان و فرشته نمیدهد. یکمرتبه در ناحیه یکی از اینها علیه او قیام میشود، تمام اوضاع بهم میخورد و یک حکومت جدید بر وجود انسان حاکم میگردد. انسان گنهکار آن انسانی است که حیوان وجودش بر وجودش مسلط است یا شیطان وجودش بر او مسلط است یا آن درنده وجودش بر او مسلط است؛ یک فرشتگانی، یک قوای عالی هم در وجود او محبوس و گرفتار هستند.
توبه یعنی آن قیام درونی، اینکه مقامات عالی وجود انسان علیه مقامات دانی وجود او- که زمام امور این کشور داخلی را در دست گرفتهاند- یکمرتبه انقلاب