مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٨ - غربت انسان در جهان
اصلًا درک اینها کار ادیب و ادبیاتی به هیچ شکل نیست.
یک تشبیه شیرین دیگری مولوی راجع به غربت انسان کرده است که عجیب است. مثلی آورده از فیل و هندوستان. میگویند فیل را از هندوستان میآورند، و همیشه به سر فیل میکوبند تا حواسش به اینجا باشد، همین قدر این را از سرش بردارید به یاد هندوستان میافتد، و میگویند فیل وقتی میخوابد هندوستان را خواب میبیند، چرا؟ برای اینکه اصلش از هندوستان است، از آنجا آمده، حب الوطن است [١]. میگوید که فیل همیشه هندوستان خواب میبیند، ولی الاغ که هیچ وقت هندوستان خواب نمیبیند، چون الاغ چنین سابقه ذهنی ندارد، وطنش آنجا نیست. آنوقت میخواهد بگوید اینکه انسان آرزوی جاویدانی و خلود دارد و اینکه انسان جهان را با خودش بیگانه میبیند و آرزوهای خودش را آنچنان وسیع میبیند که تمام جهان برای آرزوهای او کوچک است علتش این است که اینها همه آن یادگارهایی است که از جهان دیگر دارد و آنچه در اینجا به صورت آرزو در انسان جلوه میکند مثل آن چیزی است که در عالم خواب بر فیل جلوه میکند. فیل آنچه که در بیداری دیده و به یادش هست وقتی میخوابد همان را خواب میبیند، انسان آنچه که در جهان ماقبل الطبیعه میدیده است و با آن آشنایی دارد، در این دنیا که برای او مثل خواب است- چون النّاسُ نِیامٌ فَاذا ماتُوا انْتَبَهوا [٢]- به صورت آرزوها، میلها، دردها، شوقها و هجرانها در روحش منعکس میشود. غیر انسان اینچنین نیست. (خیلی عالی است!) میگوید:
پیل باید تا چو خسبد اوستان | خواب بیند خطه هندوستان | |