مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٦ - انسان کامل و انسان ناقص
در انسانیت زیست شناسی نیست. فی المثل با مقیاس زیست شناسی و یا با مقیاس پزشکی و حتی با مقیاس روانشناسی، موسی چومبه همان مقدار انسان است که لومومبا؛ یعنی از جنبه زیست شناسی، از نظر یک پزشک و حتی از نظر یک روانشناس که درباره جهازات بدنی یا جهازات روانی انسان گفتگو میکنند، بین این دو نفر نمیتوان فرقی گذاشت همچنان که میان امام حسین علیه السلام و یزید نمیتوان فرقی گذاشت، هر دو از نظر زیست شناسی و پزشکی و حتی روانشناسی انسان هستند. ولی آیا انسانیت انسان، آنچه که شرافت و کمال انسانی نامیده میشود، به همین است؟
انسان کامل و انسان ناقص
در علوم انسانی میبینیم سخن از انسان کامل و انسان ناقص است، سخن از انسان پایین افتاده و انسان مترقی و متعالی است. آن انسانی که از نظر علوم انسانی، از نظر علوم اخلاقی، از نظر علوم اجتماعی ممکن است کامل باشد و ممکن است ناقص، قابل ستایش و تقدیر و تکریم باشد و یا به هیچ وجه قابل ستایش و تعظیم نباشد بلکه شایسته تحقیر باشد، کدام انسان است؟ معیار انسانیت چیست و در کجاست؟
این چگونه است که میان مثلًا چومبه و لومومبا فرق میگذاریم؟ در چه چیزِ آنها فرق میگذاریم؟ چه چیز، یکی را انسان منحطّ قابل نکوهش و حتی مستحق اعدام قرار داده است و دیگری را انسانی قابل ستایش؛ با اینکه از جنبههای زیست شناسی اگر هر دو را کالبدشکافی کنند شبیه یکدیگرند، حتی جهازات روانیشان هم شبیه یکدیگر است: هر دو دارای قلب، سلسله اعصاب، کبد، کلیه، ماهیچهها، معده و ...
هستند و چه بسا که اعضای بدن انسان قابل نکوهش از اعضای بدن انسان متعالی بهتر کار کند. پس چه چیز در این است و چه چیز در آن که باعث تفاوت ایندو شده است؟.
این همان مسئله بسیار بسیار مهمی است که از قدیم در علوم انسانی و نیز در ادیان و مذاهب مطرح بوده است. مثلًا قرآن انسانهایی را برتر و بالاتر از فرشته و شایسته مسجودیت ملائک میداند، چنانکه میگوید: ما به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید. ولی در مورد انسانهایی نیز میگوید که چهارپایان بر اینها برتری دارند.
چه مقیاسها و معیارهایی است که این مقدار تفاوت را به وجود آورده است؟ این