مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨٨ - لغت تقوا
موضوع سخنرانی میکند انجام دهد و با دلیل و منطق سخن ما را رد کند.
چون قبلًا سخنران، موضوع سخنرانی خود را اعلام کرده ناچار است خود را حتی الامکان آماده کند و شنوندگان نیز از اول میدانند که چه موضوعی را میخواهند گوش کنند. آنها هم به نوبه خود، خود را آماده شنیدن یک موضوع معین میکنند و از این رو افاده و استفاده بیشتری میشود.
لغت تقوا
این کلمه از کلمات شایع و رایج دینی است؛ در قرآن کریم به صورت اسمی و یا به صورت فعلی، زیاد آمده است. تقریباً به همان اندازه که از ایمان و عمل نام برده شده و یا نماز و زکات آمده و بیش از آن مقدار که مثلًا نام روزه ذکر شده، از تقوا اسم برده شده است. در نهج البلاغه از جمله کلماتی که زیاد روی آنها تکیه شده کلمه «تقوا» است. در نهج البلاغه خطبهای هست طولانی به نام خطبه متقین. این خطبه را امیرالمؤمنین در جواب تقاضای کسی ایراد کرد که از او خواسته بود توصیف مجسم کنندهای از متقیان بکند. امام ابتدا استنکاف کرد و به ذکر سه چهار جمله اکتفا فرمود ولی آن شخص- که نامش هَمّام بن شریح بود و مردی مستعد و برافروخته بود- قانع نشد و در تقاضای خود اصرار و سماجت کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام شروع به سخن کرد و با بیان بیش از صد صفت و ترسیم بیش از صد رسم از خصوصیات معنوی و مشخصات فکری و اخلاقی و عملی متقیان، سخن را به پایان رسانید.
مورخین نوشتهاند که پایان یافتن سخن علی همان بود و قالب تهی کردن همّام بعد از یک فریاد همان.
مقصود این است که این کلمه از کلمات شایع و رایج دینی است. در میان عامّه مردم هم این کلمه زیاد استعمال میشود.
این کلمه از ماده «وَقْی» است که به معنای حفظ و صیانت و نگهداری است.
معنای «اتّقاء» احتفاظ است. ولی تاکنون دیده نشده که در ترجمههای فارسی، این کلمه را به صورت حفظ و نگهداری ترجمه کنند. در ترجمههای فارسی اگر این کلمه به صورت اسمی استعمال شود مثل خود کلمه «تقوا» و یا کلمه «متقین»، به «پرهیزکاری» ترجمه میشود. مثلًا در ترجمه هُدی لِلْمُتَّقینَ گفته میشود: هدایت است برای پرهیزکاران. و اگر به صورت فعلی استعمال شود، خصوصاً اگر فعل امر