مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٤ - معنی قرب به خدا
فرزند داشته باشید و در میان این چند فرزند یکی از فرزندانتان بیشتر مطابق ذوق و سلیقه و ایده آل شما باشد. میگویید من میان بچه هایم این بچهام از همه بچههای دیگرم به من نزدیکتر است یعنی از همه آنها بیشتر مورد عنایت من است؛ و الّا همه بچهها متساویاً به جسم شما نزدیک هستند، همه در یک خانه کنار هم مینشینید، احیاناً آن بچهای که شما او را کمتر دوست دارید کنارتان مینشیند و آن بچهای که او را بیشتر دوست دارید با دو متر فاصله از شما مینشیند. میگویند معنای مقرب شدنِ نزد پروردگار جز این نیست که ما بیشتر مورد عنایت پروردگار واقع بشویم و الّا اینکه ما نزدیک بشویم و به طرف خدا برویم معنی ندارد. همینطور که معنی ندارد خدا به طرف ما بیاید و خدا به ما نزدیک بشود، همچنین معنی ندارد ما واقعاً به خدا نزدیک بشویم. خدا که به همه چیز نزدیک است، ما به خدا نزدیک بشویم یعنی چه؟!
معنی قرب به خدا
اما آن عده از علما که نظری دقیقتر و معرفت بیشتری دارند، میگویند خیر، مطلب از این قرار نیست. نزدیک شدن به خدا نزدیک شدن حقیقی است نه نزدیک شدن مجازی و تعبیری. واقعاً انسان به خدا نزدیکتر میشود اما خیال نکنید که این نزدیک شدن به معنی این است که یک فاصله را کم میکنیم. صحبت فاصله در میان نیست. پس چیست؟ میگوید خدای تبارک و تعالی کمال مطلق است، وجود بیحد است، کانون لایتناهای هستی است. او علم محض است، عین علم است. به تعبیرِ میرداماد عِلْمٌ کلُّهُ وَ کلُّهُ الْعِلْمُ، قُدْرَةٌ کلُّهُ وَ کلُّهُ الْقُدْرَةُ، حیاةٌ کلُّهُ وَ کلُّهُ الْحَیاةُ، ارادَةٌ کلُّهُ وَ کلُّهُ الْارادَةُ. او کمال مطلق است. موجودات به حسب کمالات واقعی وجودی که کسب میکنند به کانون و مرکز و واقعیت هستی واقعاً نزدیک میشوند. این نزدیک شدن نزدیکی واقعی است؛ جسمانی نیست ولی واقعی و حقیقی است، مجاز و تعبیر نیست، از نوع مقرب شدن یک انسان در اجتماع در نزد یک صاحب قدرت و یا از نوع مقرب شدن یک فرزند در نزد پدر نیست که به معنی این است که آثار لطفش بیشتر است؛ نه، واقعاً پیغمبر از ما به خدا نزدیکتر است، واقعاً امیرالمؤمنین از ما به خدا نزدیکتر است و این قرب، قرب واقعی است و در نتیجه آنجا که ما عبادت میکنیم، عبودیت انجام میدهیم اگر واقعاً عبودیت ما عبودیت باشد، ما قدم به قدم