مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٩ - تسلط بر نفس
به حق خود راضی باشد (وَ اجْعَلْنی بِقِسْمِک راضِیاً قانِعاً) [١]. قسم دوم رضایت دادن به تجاوز و ظلم است. اینجاست که عصیان و نارضایتی کمال است. از نظر دین، رضایت در این گونه موارد نه تنها مطلوب نیست بلکه گناه است.
تسلط بر نفس
خاصیت دیگر ایمان تسلط کامل بر نفس است. نباید چنین تصور کرد که مسئله تسلط بر نفس یک مفهوم مذهبی است و فرع بر مذهب است، اگر مذهب نبود تسلط بر نفس هم لازم نیست. این تصور باطل است. تسلط بر نفس مثل مفاهیم اخلاقی از قبیل استقامت و عدالت است که فرضاً کسی به مذهب معتقد نباشد نمیتواند منکر آنها بشود. اینها فرع بر دین و مذهب نمیباشند و مذهب اینها را به وجود نیاورده، بلکه مذهب اجرای اینها را بهتر تأمین کرده است.
یکی از صحنهها و میدانهای نبرد در زندگی که برای بشر فرض است تسلط خود را بر آنجا مستقر کند، صحنه و میدان وجود خودش است.
یکی از دانشمندان و متفکرین مشهور جهان در عصر حاضر میگوید: انسان در برابر خود سه دشمن دارد و در سه جبهه مبارزه دارد: جبهه طبیعت، جبهه افراد دیگر، جبهه داخلی و نفسانی. در قسمت اول تا حد زیادی پیروز شده، بر عوامل سرما و گرما و بیماریها و بلاها تا حدودی مسلط شده، هرچند هنوز بلاهایی مثل زلزله و بیماریهایی مثل سرطان هست که بشر نتوانسته بر آنها فائق آید. مبارزه با افراد دیگر نیز ادامه داشته و دارد. از همه بالاتر مبارزه با نفس است. هرکس در داخل خود دچار یک کشمکش است.
حدیث معروف رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهادَ الْاصْغَرَ وَ بَقِی عَلَیهِمُ الْجِهادُ الْاکبَرُ [٢] از همین معنی حکایت میکند، ولی چیزی که قادر است انسان را بر طبیعت خود مسلط کند و آن را رام کند دین و ایمان است. به قول مولوی در شرح همان حدیث نبوی:
کشتن این، کار عقل و هوش نیست | شیر باطن سخره خرگوش نیست | |