مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤١ - فرضیه اول درباره حافظ حافظ صرفاً یک هنرمند است
فرضیه اول درباره حافظ : حافظ صرفاً یک هنرمند است
اولین فرضیه درباره دیوان حافظ این است که حافظ در دیوانش صرفاً یک شاعر است به تمام معنی کلمه شعر و شاعر، یعنی یک هنرمند است؛ حافظ در دیوان خودش هیچ هدفی نداشته جز اینکه میخواسته است یک شاهکار هنری به وجود بیاورد. هنرمند وقتی که میخواهد یک شاهکار هنری به وجود بیاورد تمام همتش این است که از چه موادی و برای چه هدفی یک شاهکارِ بهتر میشود به وجود آورد. او دیگر لازم نیست به آن ماده اعتقاد داشته باشد، [نگاه میکند] چه به درد کارش میخورد. یک مجسمه ساز هدفش این است که یک مجسمه عالی بسازد، آنگاه دنبال سوژه میگردد. چه برای سوژه خوب است؟ و از چه مادهای میشود ساخت؟ با گچ بهتر میشود ساخت یا با فلز و یا با سنگ؟ در مدرسه سپهسالار شخصی به نام بهلول هست، بهلول معروف. برای این نقاشها بهترین سوژه این جناب بهلول است، خیلی قیافه خوبی است که نقاشیاش را بخواهند بکشند یا مجسمهاش را بخواهند بریزند. حالا اگر کسی بیاید مجسمه بهلول را بریزد، آیا این علامت ارادت فوق العادهای است که به بهلول دارد؟ نه، هنرمند دنبال سوژه و موضوع میگردد که هنر خودش را به بهترین وجهی ظاهر کند.
شعر، خودش هنر است. ارسطو هم شعر را اول جزو منطق نشمرده بود، خطابه و شعر از «صناعات خمس» را جزو فنون یعنی جزو هنرها آورد، منتها بعد گفتند همه اینها جزو هنرهاست، هم علم است هم هنر، و لهذا اسم «صناعات خمس» گذاشتند، اینها صنعت است و هنر. در اینکه حافظ فوق العاده هنرمند است و شاعر به تمام معنی کلمه، یعنی از نظر هنری به تمام معنی کلمه شاعر است، و یک هنرمند فوق العاده مقتدر است، احدی بحث ندارد. این فرضیه میگوید حافظ یک هنرمند است و دیوان شعر او را هم از نظر محتوا نباید جدی گرفت، هیچ جایش را، نه آنجایی که دم از میو معشوق و این حرفها میزند و نه آنجایی که دم از خدا و عرفان و سلوک میزند، هردو برای حافظ سوژه هستند و بس، او بابایی بوده هنرمند، و هنرمند عاشق هنرش است و دنبال سوژه میگردد، خصوصاً که از قدیم گفتهاند: «احْسَنُ الشِّعْرِ اکذَبُهُ». اصلًا شعر با دروغ درست شده. آن شعری هم که قرآن نهی میکند و پیغمبر فرمود:«لَئَنْ یمْلَأَ بَطْنُ الرَّجُلِ قَیحاً خَیرٌ مِنْ انْ یمْلَأَ شِعْراً» همین